عشق مهر است و عقل سايه عشق * ننهد مهر سايه را مقدار
تا نباشد ظهور پرتو مهر * نتوان كرد سايه را اظهار
هر كه را هست برگ گل چيدن * چارهاى نيست جز تحمّل خار
ما و من را مجال هيچ مده * لاولن را بيا و هيچ انگار « 1 »
( 3489 ) پهلوان محمود قتالى خوارزمى « 2 » ، مشهور به پورياى ولى
موصوف به فضايل صورى و معنوى و موحدى كامل و كاملى و اصل است . حقايق و معارف از وى بسيار بروز نمود . سال 722 از دنيا رفت و در خيوق خوارزم « 3 » به خاك سپرده شد . مثنوى كنزالحقائق از منظومات وى است .
شعر
- بهشت و دوزخت با توست در پوست * چرا بيرون ز خود مىجويى اى دوست
گر مرد رهى نظر به ره بايد داشت * خود را نگه از هزار چه بايد داشت
در خانه دوستان چو محرم گشتى * دست و دل و ديده را نگه بايد داشت
با قوّت پيل مور مىبايد بود * با ملك دو كون عور مىبايد بود
اين طرفه نگر كه عيب هر آدمئى * مىبايد ديد و كور مىبايد بود
جز دست تو زلف تو نيارست كشيد * جز پاى تو سوى تو نيارست دويد
هامش
( 1 ) . طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 292 ؛ رياض العارفين ، ص 106 .
( 2 ) . خوارزمى / خوارزميّه : منسوب به خوارزم ناحيهاى معروف و وسيعى واقع در كنارهى رود جيحون ( آمودريا ) در آسياى ميانه .
( 3 ) . خَيَوق : معرّب خيوه ، شهرى از نواحى خوارزم .