- هر كه در بازار عشقش غم به شادى مىفروشد * گو بنه سودايش از سر گر نصيحت مىنيوشد
رنج بايد برد و سختى عجز بايد كرد و زارى * در صف عشّاق نايد هر كه استغنا مىفروشد
عاشق از هر سو به پرسش دلبر از هر جا به جلوه * غرقه عطشان چرا يك جرعه زين دريا ننوشد
بهره كى از شمع وحدت يابد و نور تجلى * هر كه بىپروانه چون پروانه در اين ره بكوشد
مهر جان با عشق جانان هر دو در يك دل نگنجد * هر كه جانان را طلبكار است چشم از جان بپوشد
( 3499 ) اميرمحمود بن يمينالدّين محمود فريورزى خراسانى طغرايى « 1 »
از سالكان و اصل و صاحب اخلاق حميده و اوصاف پسنديده و كمالات صورى و معنوى است . وى را ديوانى بوده كه در جنگ سربداران ، « 2 » سال 763 از ميان رفت ، از اين رو اشعارش كمياب است .
شب فوتش به تلاوت قرآن تا هنگام فوت مشغول بود ، صبح آن شب بر سر سجادهاش رباعى ذيل را يافتند ؛
منگر كه دل ابن يمين پر خون شد * بنگر كه از اين سراى فانى چون شد
هامش
( 1 ) . طغرايى : منسوب به كاتب طغراء و نگارندهى نوشتههاى روى سكهها ، احكام حكومتى ، و امو مهم و سرّى براى پادشاهان .
( 2 ) . سربداران : قيام و سرانجام حكومتى كه در خراسان استقرار يافت .