تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
اى ز جمال تو جهان غرق نور * نور بطون تو حجاب ظهور كون و مكان مظهر نور تواند * جمله جهان محض ظهور تواند اى دو جهان محو تماشاى تو * جز تو كسى نيست شناساى تو ما همه مشغول ثناى توايم * واله و مشتاق لقاى توايم روزن جان بر دل ما باز كن * خاطر ما را صدف راز كن
- به خود ره نيست يك دم اين دل محو تماشا را تماشاى جمالت برده است از دست ما ما را « 1 »

( 3437 ) آقامحمد هاشم بن محمد اسماعيل سميعاى شيرازى ، مشتهر به درويش ، متخلص به هاشم

اهل معرفت و كمال و صاحب مقامات و كرامات است . وى مردى مرتاض بود و در كودكى پدر از دست داد و در حجر جدّه خود پرورش يافت . سپس به شغل ديوانى روى آورد و پس از آن دست از معاشرت ابناى روزگار كشيد و به كنج انزوا و عزلت ، به شوق پروردگار نشسته و به رياضت و عبادت و مجاهده مشغول شد . سفرهاى بسيارى كرد ؛ 12 سال در مدرسه نيم‌آورد « 2 » اصفهان ساكن بود و خدمت شفيعاى ابرو را درك كرد و از كمالات وى برخوردار شد . سفرى هم به آستان قدس علوى - عليه السّلام - نمود و به رياضت اشتغال داشت . در ضمن در پى اهل كمال بود تا آن كه به صحبت شاه كوثر هندى رسيده و از او كسب كمالات نمود . سپس به وطن اصلى خود مراجعت كرد و در مدرسه نظاميّه به عزلت و انزوا متذكّر و به ياد خدا بود كه به يكى از شاگردان اخلاقى
هامش
( 1 ) . رياض العارفين ، ص 257 . ( 2 ) . مدرسه نيم‌آورد : مدرسه‌اى معروف واقع در محله‌ى نيم آورد اصفهان .