خواهد بود .
خدايا ! همانا كسى كه حرص به ذكر تو ، او را مشغول نگرداند و براى سفر به طرف نزديك شدن به تو آماده نشود ، زندگيش بر او مردن است و مردنش بر او حسرتست .
خدايا ! ديدگان بينندگان به تو با باطنهاى دلها به تو منتهى مىشود و گوشهاى شنوندگان به تو ، امور مخفى سينهها را مطالعه مىكند ، پس ديدههايشان بر برگشتى برخورد نكرد ، غير آن چه را كه مىخواهند ، پردههاى غفلت بين خود و بين ايشان را پاره كردى ، پس در نور تو ساكن شدند و به بوى خوش تو تنفس كردند ، پس دلهاى ايشان محل كاشته شدن درخت هيبت و عظمت و ديدگانشان مايل به طرف قدرتت گرديده است و روح ايشان را به مقام قدست نزديك كردى ، پس با وقار همنشينى و خضوع در حال خطاب با اسمت همنشينى كردند و به ايشان روى آوردى مانند روى آوردن دوست دلسوز و به ايشان گوش دادى مانند گوش دادن رفيق و به ايشان جواب دادى مانند جواب به دوستان و با ايشان مناجات كردى مانند مناجات دوستان . پس مرا برسان به محلّى كه ايشان رسيدند و از ياد من مرا به ياد خودت منتقل كن و بين من و ملكوت عزتت ، درى را رها مكن مگر اين كه گشوده باشى و حجابى از حجابهاى غفلت را مگر اين كه پاره كرده باشى تا اين كه روحم را بين نورانيت عرشت به پا دارى و براى آن مقامى به طرف نورت قرار دهى ؛ همانا تو بر هر چيزى قادر هستى .
خدايا ! چه قدر وحشتناك است راهى كه رفيقم در آن آرزويم به تو نباشد و چه قدر دور است سفرى كه اميدم از آن دليلم از تو نباشد ، كسى كه به ريسمان غير تو چنگ زند بيچاره و نيازمند است و ضعيف است ركن كسى كه تكيه كند به غير ركن تو ، پس اى ياد دهندهى آرزو به آرزومندانش تا ناراحتى ترس را از ايشان بر طرف كند ، مرا از عمل صالح محروم مفرما و مرا حفظ كن مانند حفظ كردن كسى كه چارهها از او مفارقت كرده است ، پس چگونه به آرزومندانت ذلّت فقر
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 270
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٢٧٠