شدند . « 1 » شيخ محمد عبودى كه از همراهان ايشان بود ، شب در عالم ظاهر مىبيند كه سوارانى پيدا شده و جسد شيخ را حمل كردند ، مىگويد : خواستم به همراهشان بروم ، شيخ ملاكتاب كه بر اسب قرار داشت رو كرد به من و گفت : برگرد ، حالا وقت آمدن تو نيست ، سه روز ديگر كه روز جمعه است وقت ظهر تو را حمل مىكنند و همان گونه شد . « 2 »
( 3664 ) ملا مهرعلى خويى « 3 »
از اجله فضلا و صاحب ذوق سليم و طريقه مستقيم و تجريد و تفريد و حال و كمال و داراى اشعار عربى و فارسى و تركى است .
ابيات مطلع ذيل از وى است :
« ها على بشر كيف بشر * ربّه فيه تجلّى و ظهر »
هان ! على بشر است چه بشرى كه پروردگارش در او تجلى نموده و آشكار گشته
است .
( 3665 ) مهرى هرايى ، زوجه حكيم عبدالعزيز
از اهل كمال است . غزل ذيل شاهد خوبى بر كمال او است . در زمان شاهرخ ميرزا و
هامش
( 1 ) . علت دفن شيخ و رفيقانش در نجد و حمل نكردن به جاى ديگر ، ممانعت وهابيان بود .
( 2 ) . ر . ك : اعلامالشيعه .
( 3 ) . خويى : منسوب به خوى از شهرهاى معروف استان آذربايجان غربى ايران .