( 3642 ) مولانا مؤمل جصّاص « 1 »
از اعاظم اهل معرفت شيراز است كه در علم توحيد و معارف نيكو بيان بود و با آن كه امّى بود و نمىنوشت ، در برآوردن نياز حاجتمندان بسيار كوشا بود و آن را ترجيح مىداد و مىگفت : من در اين زمان خدا را ذاكرترم از آن كه بامداد در مسجد بودم . سفرى به عراق و حجاز نمود و ابوالحسن على بن محمد مزيّن صغير - متوفى به سال 328 - را سال 937 ملاقات نمود و از مسايل على بن سهل اصفهانى - متوفى به سال 280 - جواب گفت .
حكايت
- چون به مكه درآمد نزد ابوالحسن مزيّن رفته و سلام كرد و گفت : من مردى عجمى هستم ، با من رفق كن ، سؤالى دارم . ابوالحسن گفت : بپرس . پرسيد :
« هل ترتقِى المفهوم ارتقاءَ المواجيد ؟ »
آيا مفهوم بالا مىرود همانند بالا رفتن امور يافتنى ؟
گفت : از كجايى ؟ گفتم : از شيراز . گفت : به چه مشهورى ؟ گفتم : مؤمل . وى را به پهلوى خود نشاند و دايم به وى مىگفت : « رجل عجمىّ أمّى » و مىخنديد ، پس از آن هر مسألهاى كه از وى مىپرسيدند اشاره مىكرد از مؤمل بپرسيد . « 2 »
( 3643 ) شيخ مؤمن شيرازى
عارف بزرگوارى است كه پنجاه حج سر برهنه و پاىبرهنه بىزاد و راحله نمود .
هامش
( 1 ) . جصّاص : گچ كار .
( 2 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 306 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 218 .