تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
حقايق ، غلاف‌هاى امر عالى و بوهاى روح‌هاى بلند است و آن‌ها تلألؤ درخشنده‌ها و گشايش طلوع‌كننده است ، كسى كه بر بساط آن پا گذارد استيلا پيدا مىكند و كسى كه بر براقش سوار شود ، به « سدرةالمنتهى » مىرسد و معانى بلند از نور پرده‌ها و نعمت قرب بر او انفاق مىشود ، پس مجرد مىشود بر آن‌ها بساط بالا و نور كشف شده و حضور نزديك ، پس بالا مىرود از آن ، عارف بر پله‌هاى انوار صورت‌ها از باغ‌هاى وصل به پيشگاه حضرت جلال الهى و مشرق اقبال با آن نور و عظمت و نسيم پاكيزه و حيايى كه آن را مشايعت مىكند ، پس به مقام ستايشگر مىرسد و همواره امر اين گونه است كه عودش به ابتدايش بر مىگردد و برگشت بر برگشت خواهد بود ، پس بالا رفتن و حضور و نور و شكافتن و يكتايى و نشاط و قيام است تا جايى كه آخرى برايش نيست ، پس هر باطنى حقيقت است براى هر ظاهرى . « 1 »

( 3640 ) مولانا موسى مغربى

اهل معرفت و صاحب كرامات است كه در حدود سال 800 از دنيا رفته و در شهر الخليل « 2 » در عبادت گاه شيخ عمر مجرّد به خاك سپرده شد . « 3 »

( 3641 ) سيد موله « 4 »

هامش
( 1 ) . طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 120 . ( 2 ) . الخليل : شهر باستانى و معروفى واقع در فلسطين ، نزديك قدس شريف ، كه مزار حضرت ابراهيم خليل - على نبيّنا و آله و عليه السّلام - در آن واقع است . ( 3 ) . طرائق الحقائق ، ج 3 ، ص 35 . ( 4 ) . موله / مولهين : كسى كه شدت حزن و اندوه و يا وجد و شادمانى و شيفتگى ، او را سرگشته و حيران نموده باشد . ج : مولهين .