تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
- « من لم يكن اللَّه همّتَه ، لم تستطعه الأقدار ، و لم تملكه الأخطار . » كسى كه همتش خدا نباشد ، تقديرات توان مقابله با او را نداشته و خطرها او را در اختيار خود نمىگيرد . - « ما دخلتُ على فقير قطّ ، إلّاوأنا خالٍ من جميع النسب والعلوم والمعارف ، أنتظر بركاتَ ما يرد علىّ من رؤيته أو كلامه ؛ لِأنّ من دخل على شيخ بحظّ ، انقطع بحظّه عن بركات رؤيته ومجالسته وأدبه . » هيچ گاه بر فقيرى داخل نشدم مگر اين كه خالى بودم از تمامى نسبت‌ها و علوم و معارف ، منتظر بركت‌هايى بودم كه از ديدنش يا سخنش بر من وارد مىشود ؛ زيرا كسى كه بر شيخى با بهره وارد شود ، با آن بهره از بركت‌هاى ديدن و مجالست و ادب او بريده مىشود . - « أرواح الأنبياء - عليهم‌السّلام - فى حال الكشف والمشاهدة ، وأرواح الأولياء فى القربة والإطّلاع . » ارواح انبيا - عليهم‌السّلام - در حال كشف و مشاهده است و ارواح اوليا در نزديكى و اطلاع‌يابى است . - « فقدتُ قلبى منذ عشرين سنةً مع اللَّه تعالى ، وتركتُ قولى للشىء « كن فيكون » منذ عشرين سنةَ ، أدباً مع اللَّه - عزّوجلّ - . » قلبم را بيست سال با خداوند متعال از دست دادم و سخن گفتنم را به چيزى كه باش ، پس موجود شود را بيست سال ترك كردم به جهت ادب با خداوند - عزّوجلّ - . - اصنام مختلف است ، بعضى صنمشان نفس و بعضى فرزند و بعضى مال و بعضى را زن و بعضى را تجارت و حرفت و بعضى را نماز و روزه و زكات و حال او ، پس هر يك از خلق بسته بتى هستند و بيزارى از اين بت‌ها چاره‌اى از آن نيست مگر آن كه نبيند نفس خويش را در هيچ حالى و محلى و اعتماد بر افعال خويش و هر چه از نفس وى