ليس فى قلب من يحبّك صدقاً * غير ذاكراك حالة يتتطيب
تو قلبم هستى و تو در آن محبوبى ، و براى درد دلها تو طبيبى .
أنت سُقمى وصحّتى وشفائى * وبك الموت والحيوة يطيب
در قلب كسى كه تو را به صدق دوست دارد ، غير ياد تو حالتى كه سبب پاكى باشد نيست .
وإذا ما نظرتَ فىّ بلطف * عن فؤادى وأعينى لا تغيب
تو درد من و صحت و شفاى من هستى و به تو مرگ و زندگى پاكيزه مىشود .
لك سرّى ومُهجتى وضميرى * ساجد شاهد و ما لي نصيب
باطن و قلب و ضميرم براى تو ، ساجد و شاهد است و براى من بهرهاى نيست .
- گر با غم عشق سازگار آيد دل * بر مركب آرزو سوار آيد دل
دل گر نبود كجا وطن سازد عشق ور عشق نباشد به چه كار آيد دل « 1 »
( 3409 ) مولا محمد مهدى بن ابىذر نراقى كاشانى « 2 »
صاحب علم و عمل و عبادت و زهد است . سال 1209 در سن 60 سالگى در نجف اشرف دار دنيا را وداع گفت . تأليفاتى دارد از آن جمله : جامع السّعادات در علم اخلاق و لمعات الهيّه و لمعات عرشيّه . « 3 »
هامش
( 1 ) . نفحات الانس ؛ رشحات عين الحياة ؛ رياض العارفين ، ص 124 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 152 .
( 2 ) . نراقى : منسوب به نَراق قصبهاى قديمى تابع دليجان محلّات ؛ كاشانى : منسوب به كاشان ، شهرى قديمى و معروف واقع در مركز ايران .
( 3 ) . سفينة المحمود ، ص 396 .