- « من أفقره إليه أغناه ، ليُعرِفه بالفقر عبوديّته وبالغِنى ربوبيّته . »
كسى كه خدا او را به خود نيازمند كند ، او را بىنياز كرده است تا اين كه با فقر بندگيش را و با غنى ربوبيّت او را بشناسد .
- « من قتله الحبُّ ، أحياه القُرب . »
كسى كه محبت او را بكشد ، نزديكى او را زنده كند .
- « الجوع إذا ساعدته القناعة ، مزرعة الفكرة وينبوع الحكمة وحياة الفطنة ومصباح القلب . »
گرسنگى وقتى با قناعت همراه شد ، مزرعه فكر و سرچشمه حكمت و حيات زيركى و چراغ قلب مىشود .
- « ليس لك من عمرك إلّانفسٌ واحدة ، فإن لم تفنِها فيما لك ، فلاتفنِها فيما عليك . »
براى تو از عمرت جز يك نفس نمىباشد ، پس اگر آن را در آن چه به نفع توست از بين نمىبرى ، در آن چه بر ضرر توست از بين مبر .
- « من صحب الأحداث ؛ على شرط السلامة والنصيحة ، أدّاه ذلك إلى البلاء ، فكيف به من صحبهم على غير شرط السلامة . »
كسى كه با جوانها همنشينى داشته باشد ، به شرط سلامتى از گناه و نصيحت كردن ، او را به ابتلا مىكشاند ، پس چه رسد به كسى كه با ايشان بدون شرط سلامت همنشينى مىكند .
- « يحاسب اللَّهُ المؤمنين يومَ القيامة بالمنّة والفضل ، ويحاسب الكفّار بالحجّة والعدل . »
خداوند مؤمنين را روز قيامت با منّت و تفضّل محاسبه مىكند و كفار را با حجت و عدالت .
- بايد نظر تو در دنيا براى اعتبار باشد و سعى تو در وى بر حدّ اضطرار و ترك تو مر آن را بر سبيل اختيار .
- از وى پرسيدند : فقير كيست ؟ گفت : آن كه به او حاجتش نباشد .
سؤال شد : « ما خير ما أُعطِى العبد ؟ » ؛ ( بهترين چيزى كه به بنده داده مىشود
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 157
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٥٧