تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
- « من أفقره إليه أغناه ، ليُعرِفه بالفقر عبوديّته وبالغِنى ربوبيّته . » كسى كه خدا او را به خود نيازمند كند ، او را بىنياز كرده است تا اين كه با فقر بندگيش را و با غنى ربوبيّت او را بشناسد . - « من قتله الحبُّ ، أحياه القُرب . » كسى كه محبت او را بكشد ، نزديكى او را زنده كند . - « الجوع إذا ساعدته القناعة ، مزرعة الفكرة وينبوع الحكمة وحياة الفطنة ومصباح القلب . » گرسنگى وقتى با قناعت همراه شد ، مزرعه فكر و سرچشمه حكمت و حيات زيركى و چراغ قلب مىشود . - « ليس لك من عمرك إلّانفسٌ واحدة ، فإن لم تفنِها فيما لك ، فلاتفنِها فيما عليك . » براى تو از عمرت جز يك نفس نمىباشد ، پس اگر آن را در آن چه به نفع توست از بين نمىبرى ، در آن چه بر ضرر توست از بين مبر . - « من صحب الأحداث ؛ على شرط السلامة والنصيحة ، أدّاه ذلك إلى البلاء ، فكيف به من صحبهم على غير شرط السلامة . » كسى كه با جوان‌ها همنشينى داشته باشد ، به شرط سلامتى از گناه و نصيحت كردن ، او را به ابتلا مىكشاند ، پس چه رسد به كسى كه با ايشان بدون شرط سلامت همنشينى مىكند . - « يحاسب اللَّهُ المؤمنين يومَ القيامة بالمنّة والفضل ، ويحاسب الكفّار بالحجّة والعدل . » خداوند مؤمنين را روز قيامت با منّت و تفضّل محاسبه مىكند و كفار را با حجت و عدالت . - بايد نظر تو در دنيا براى اعتبار باشد و سعى تو در وى بر حدّ اضطرار و ترك تو مر آن را بر سبيل اختيار . - از وى پرسيدند : فقير كيست ؟ گفت : آن كه به او حاجتش نباشد . سؤال شد : « ما خير ما أُعطِى العبد ؟ » ؛ ( بهترين چيزى كه به بنده داده مىشود