يكرهونه بعد ما وقع . »
براى خداوند متعال بندگانى است كه اگر مىدانستند به آن چه مقدّر است بر او نازل مىشود به سبب محبت به پروردگارشان و به تقديرات او ، حتماً از آن استقبال مىكردند ، پس چگونه كراهت داشته باشند از آن بعد از وقوعش .
- « لاتقعُدوا فراغاً ؛ فإنّ الموت يطلبكم . »
بىكار ننشينيد ، زيرا مرگ شما را طلب مىكند .
- مادر خود را خدمت مىكرد و مىگفت : « اگر وى نبود از مسجد جدا نمىشدم ، مگر براى رفع احيتاج .
- « مضاحكة الوالدّين على الأسرة أفضل من مجاهدة السيوف فى سبيل اللَّه تعالى . »
خنده پدر و مادر بر خانواده بهتر است و برتر است از شمشير زدن در راه خداوند متعال .
- گريه بسيار مىكرد و مىگفت :
« هل خُلقت النار إلّالِمثلى ؟ »
آيا آتش جز براى مثل من آفريده شده ؟
- نزديك فوتش از وى پرسيدند : اين چه جزع است ؟ به سايل گفت : « تو وثوق به عمل خوددارى « ولكنّي واللَّه ، كأنّى على شاهقِ جبل لاأدري أين أهبِط ؟ » ؛ ( و لكن به خدا قسم من مانند اين هستم كه بر كوه بلندى ايستادهام ، نمىدانم كجا فرود مىآيم ؟ ) سايل شروع كرد به گريه كردن و گفت : تو از من ترسناكترى از خدا .
- پس از مرگش به خواب ديدند ، پرسيدند : كدام يك از اعمال خود را نافعتر براى خود ديدى ؟ گفت : « ذكر اللَّه . »
- « من طلب العلم لنفسه ، فقد اكتفى ، وإن طلبت للناس ، فأنتَ فى شُغل شاغل . »
كسى كه علم را براى خويش طلب كند ، پس كفايت مىكند و اگر براى مردم طلب مىكنى ، پس در سرگرمى به سر مىبرى .
- اشعار ذيل شنيده شده كه وى مىخواند :
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 111
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١١١