تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
لذت‌ها فانى مىشود از كسى كه به خالصش رسيده است از حرام ، ولى گناه و عارش باقى مىماند .
تبقى عواقبُ سوء من مَغَبَّتها * لا غيرُ فى لذّة مِن بعدها النار
عاقبت‌هاى بد از انجام دهنده‌اش باقى مىماند ، براى لذتى كه بعدش آتش است خيرى نيست . نيز :
- و لم أر كالدنيا بها اغترّ أهلُها * ولا كاليقين استوحش الدهر صاحبُه
نديدم چيزى را مانند دنيا كه اهلش به آن مغرور شده باشد و نديدم چيزى را مانند يقين كه دارنده‌ى آن از [ رخدادهاى ] روزگار وحشت داشته باشد .
ولا كالذّى يخشى المليك عباده * من الموت خاف البؤس أو نام هاربه
و نديدم كسى كه از روى عبادت از خداوند كه فرمانرواى همه چيز است ، بيم داشته باشد و با اين حال از مرگ و مشكلات بترسد تا آسوده بخواند . - به سند خود از رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - نقل مىكند كه مىفرمود : « أللهمّ ! لاتكلِنى إلى نفسى طرفةَ عين ، ولاتنزَع منّى صالحَ ما أعطيتَنى إذا أعطيتَنيه ؛ فإنّه لانازع لما أعطيتَ ، ولاينفع ذا الجدّ منك الجدّ . » خدايا مرا يك چشم بر هم زدنى به خودم واگذار مكن و مگير از من صالح آن چه را كه به من مىدهى وقتى دادى ، زيرا گيرنده‌اى نسبت به آن چه مىدهى نيست و سودى ندارد ، جدّيت و تلاشى نسبت به تلاشى كه تو مىكنى . - باز به سند خود نقل مىكند كه فرمود ، رسول‌اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - كه پروردگارم مىفرمايد : « من تقرّب إلىّ شبراً ، تقرّبتُ منه ذراعاً ؛ و من تقرّب إلىّ ذراعاً ، تقرّبت منه باعاً ؛ و من أتاني بمشي ، أتيتُه هرولةً ؛ ولو أنّ عبداً عمل مِلأ الأرض خطايا لم يُشرك بي شيئاً ، غفرتُ له ملأ الأرض خطاياه . »