تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
در اثر مداومت بر اين عمل ، شبى در حين عمل و كار و شغل مخصوص مكوك [ ماسوره ] در دست وى طلا مىشود ، حالش متغير مىگردد و كمند جذبه رحمانى در گردن جانش مىافتد . مكوك را دور مىاندازد كه : « طلا نمىخواهم ، خدا مىخواهم . » بىاختيار ترك اشتغال فانى نموده بر جمع اسباب باقى مىكوشد تا به مراتب عالى مىرسد . مزارش در تبريز نزديك مزار مشكيان در كجيل است . « 1 »

( 3154 ) محمد زمان خان بن كلب على خان جلاير كلاتى خراسانى متخلص به ساقى

از اهل كمال ، صاحب علم و عمل و طاعات و عبادات و رياضات است . بسيارى از اهل كمال را ديد و از شاگردان اخلاقى مولانا محمد اسماعيل ازغدى مشهدى بود . غالب اوقات بعد از اداى فرايض و نوافل و مواظبت اوراد و اذكار ، به تلاوت قرآن مجيد و مطالعه احاديث و اخبار و ملاحظه كتب اخبار و ابرار مشغول بود ، آثارى نيز به دست‌خط خود به يادگار گذاشته چون : نفحات غيبية ، سفينه جامعه درج‌اللآلى ، برج‌المعالى و ديوان اشعار . شش ساعت از شب گذشته ، دوشنبه 21 رجب سال 1286 در سن هشتاد و شش سالگى دعوت حق را لبيك گفت . شعر
- به كوى حضرت جانان سفيرى ره برده‌اى جان * كه بىپيوند تن پيوند جان باشد به جانانش ز خود وارستگان را ترك تجريد است آسايش * كه التوحيد اسقاط الاضافات است دستانش
هامش
( 1 ) . روضه اطهار ( تاريخ حشرى ) ، شماره‌ى 135 .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 72 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)