تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
- به كجا رهم به پايان رسد اندر اين بيابان * كه نه آگهم ز مقصد نه خبر ز راه دارم از دير و حرم باشدشان روى به مقصد * زاهد ز رهى پير خرابات ز راهى « 1 »

( 3143 ) سيد محمد رضوى مشهور به حاجى « 2 » بكتاش

عارف بزرگوارى است كه مشرب توحيد و تجريد بر وى غالب و شاگرد شيخ لقمان خراسانى بود . چهل سال در حالت اعتكاف و رياضت شب و روز به مكه و نجف و صحراها اقامت كرد و پس از آن كه جذبه‌اى از جذبات الهى ، وى را در ربود و به مقامات عاليه رسيد . پس از زيارت مكه به روم رفته و در آن جا خدمات شايانى به اسلام نمود . سال 738 از دنيا رفت و در قصبه بكتاش ولى مدفون گرديد . « 3 »

( 3144 ) سيد محمد رضى آرتيمانى « 4 »

صاحب ذوق و حال و فضيلت است . وى در معارف الهيه مسلم آفاق بود ، پسرش ميرزا ابراهيم متخلص به ادهم ، معاصر شاه عباس ماضى است . ديوانى دارد داراى يك هزار بيت . « 5 »
هامش
( 1 ) . رياض العارفين ، ص 575 . ( 2 ) . حاجى : 1 . كسى كه مناسك حج را به جا آورده است ؛ 2 . منسوب به جدّ به نام حاج . ( 3 ) . طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 154 . ( 4 ) . منسوب به آرتيمان از محال تويسركان از توابع همدان . ( 5 ) . رياض العارفين ، ص 119 .