تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
بدان ، آن كسى كه ياد مىشود يكى است ولى ذكر مختلف است و محل دل‌هاى ذاكرين متفاوت است ، پس اصل ذكر اجابت كردن حق تعالى از جهت لوازم عمل كردن به دستورات مذكور است به خاطر فرمايش معصوم كه فرمود : « كسى كه خدا را اطاعت كند او را ياد كرده ؛ هر چند نماز و روزه و تلاوت قرآنش كم باشد . » سپس ذكر دو قسم مىشود به ظاهر و باطن ، پس ظاهرش تحليل و تحميد و تمجيد و تلاوت قرآن است و اما باطن آن ، آگاه شدن دل‌ها بر شرايط بيدارى بر معرفت خداوند و اسما و صفات و افعال او و منتشر كردن احسانش و امضاى تدبير او و نافذ دانستن او و تقدير او بر تمامى خلقش مىباشد ، سپس ترتيب ذكرها بر مقدار ذاكرها قرار مىگيرد ، پس ذكر خائفين به اندازه‌اى كه وعيد خداوند به گوششان خورده ، مىباشد و ذكر اميدواران به مقدارى است كه از مواعد الهى بر ايشان ظاهر شده و ذكر اجتناب‌كنندگان به اندازه جستجوكنندگان از حالات است و ذكر مراقبين به اندازه آگاهى به اطلاع خداوند به ايشان مىباشد و ذكر توكّل‌كنندگان به مقدارى است كه از كفايت خداوندِ كافى ، براى ايشان ظاهر شده است و اين اقسام از امورى است كه ذكرش طولانى و شرحش زياد مىشود ، پس ياد خداوند تنهاست و آن ذكر شده است با يگانه دانستن او بر هر مذكورى غير او ، به خاطر سخن خداوند متعال : « كسى كه مرا در درونش ياد كند ، من او را ياد مىكنم . » و دوم ، زبان باز كردن به الوهيّتش مىباشد ، به دليل سخن آن حضرت - عليه السّلام - : « برترين ذكرها ، لااله‌الّااللَّه است . » شعر
- گفتم چو بيايى به تو گويم غم دل را * غم مىرود از دل چو بيايى به بر من « 1 »
هامش
( 1 ) . تذكرة الاولياء ؛ طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 103 ؛ رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شماره‌ى 298 ؛ رياض العارفين ، ص 55 ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 385 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 212 . وى از پادشاه‌زادگان و مادرش نيشابورى بوده است .