تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
شد و در شهر الخليل « 1 » نشو و نما يافت تا اين كه 26 ماه رمضان سال 898 دار دنيا را وداع گفت و در مقابر الرّؤس « 2 » به خاك سپرده شد . « 3 »

( 3363 ) آقا محمد بن محمد رفيع جيلانى بيدآبادى « 4 »

عارف جليل القدر و صاحب كرامات و مقامات است كه در زهد و ورع ضرب‌المثل و از شاگردان اخلاقى قطب‌الدّين محمد حسينى نيريزى شيرازى بود . اين حكيم و محدّث در معارف حقّه تصنيفات و تعليقاتى داشته ، از جمله : تفسير عربى ، رساله توحيديّه ، رساله‌اى در سير سلوك در جواب ميرزاى قمى به عربى ، رساله‌اى ديگر در سير سلوك در پاسخ به سيد حسين قزوينى به پارسى ، رساله‌اى در طريق تحليه و تجليه و آداب سلوك و بعضى نوشته‌هاى اخلاقى و مواعظ به مريدين كه در نزد اهل سلوك در اصفهان بود . « 5 » نسب وى به شيخ زاهد گيلانى مىرسد ، سال 1197 از دنيا رفته و در تخت فولاد در تكيه محقق خوانسارى آقاحسين نزديك مزار پدرش مدفون گرديد . در گرانى و قحطى اصفهان خود و عيالش تا شش ماه به زردك پخته يا خام با كمال شعف و بدون كراهت و انزجار زندگى مىكردند .
هامش
( 1 ) . الخليل : شهر باستانى و معروفى واقع در فلسطين ، نزديك قدس شريف ، كه مزار حضرت ابراهيم خليل - على نبيّنا و آله و عليه السّلام - در آن واقع است . ( 2 ) . مقابر الرّؤوس : گورستانى به همين نام . ( 3 ) . طرائق الحقائق ، ج 3 ، ص 34 . ( 4 ) . بيد آبادى : منسوب به بيدآباد از محله‌هاى شهر اصفهان ؛ جيلى / جيلانى / گيلى / گيلانى : 1 . منسوب به بلاد جيلان معرَّب گيلان ، استانى معروف واقع در شمال ايران ؛ 2 . برخى گفته‌اند : هرگاه بخواهند كسى را به بلاد گيلان نسبت بدهند ، لفظ جيلانىّ ، و وقتى به شخصى نسبت دهند ، لفظ جيلىّ را مىآورند ، بنابراين شايد جيلى منتسب به جدّ باشد ؛ 3 . جيلى منسوب به جيل يا كيل ، روستايى پايين‌تر از مدائن . ( 5 ) . ر . ك : مجله حوزه كه دو نامه در آن‌ها وجود دارد .