است . اصلش از اراضى نجد « 1 » و مولدش بعلبك « 2 » مىباشد . غروب چهارشنبه 17 ذىالحجه سال 953 ديده به جهان گشود و به بعضى از شهرهاى ايران و عربى مسافرتها نمود . عدهاى از اهل كمال و معرفت را شاگردى نمود تا اين كه اصفهان را محل سكونت خود قرار داد . 12 شوال المكرم سال 1032 دار دنيا را بدرود گفت و جسدش را به ارض اقدس رضوى - عليه السّلام - حمل نموده و در خانه خود به خاك سپردند . وى را تأليفاتى است در علوم مختلفه كه تا صد و چهل مورد برشمردهاند ، چون : شرح دعاى صباح و شرح دعاى رؤيةالهلال من الصحيفة السجاديه و مفتاح الفلاح فى عمل اليوم واللّيلة و شرح اربعين حديث و سوانح سفر حجاز « 3 » . اشعارى نيز به عربى و فارسى دارد .
شعر
- تا نيست نگردى ره هستت ندهند * سر رشته روشنى به دستت ندهند
چون شمع قرار سوختن گر ندهى * سر رشته روشنى به دستت ندهند
پيش از رحلتش با جمعى از بزرگان به قبرستان رفت . هنوز درست ننشسته بود كه صدايى شنيد ، به همراهان گفت : من چيزى شنيدم شما هم شنيديد ؟ ايشان سخن را غريب شمرده ، سؤال كردند : چه شنيديد ؟ شيخ پاسخ نداده ، به خانه بازگشت و در را به روى خود بست . چيزى نگذشت كه روحش از قفس تن رهيد و به ملكوت اعلى پيوست . گفتهاند آن كلام [ شيخنا در فكر خود باش ] بوده است .
- اى مركز دايره امكان * وى زبده عالم كون و مكان
هامش
( 1 ) . نَجد : سرزمينى واقع در فيما بين عراق و حجاز .
( 2 ) . بَعْلَبَك : شهرى معروف از بلاد شامِ واقع در كشور لبنان .
( 3 ) . حجاز : ناحيهاى وسيع و معروف واقع در كشور عربستان سعودى ( فيما بين خليج عقبه از طرف شمال و درياى احمراز طرف غرب و نجد اطرف شرق و عسير از طرف جنوب ) .