آخوند مولا حسين قلى همدانى است كه به علوم ظاهرى و كمالات معنوى در مختصر سنواتى نايل آمد ، به طورى كه بعضى از مراجع ، فتاواى مشكله خود را به نظر وى مىرساندند و آخوند مولا حسين قلى هم نسبت به معنويت وى مىفرمود : زحمات و مجاهدات را ما كشيديم ، وى به نتيجه نايل گشت . نهم رمضان المبارك سال 1325 در همدان از دنيا رفت و در همان جا به خاك سپرده شد .
عارف بزرگ مرحوم حاج سيد احمد كربلايى مىفرمود : ما در خدمت مرحوم استاد آخوند مولا حسين قلى بوديم ، وى صد در صد براى ما بود ، همين كه بهارى با استاد روابط و آشنايى پيدا نمود و دايماً در خدمتش تردّد مىنمود ، آخوند را از ما دزديد .
حكايت
- يكى از دوستانش گويد : با يكديگر به مكه معظمه مشرف بوديم . مرحوم بهارى وضو مىساخت ، هنوز وضويش خاتمه نيافته بود كه صداى سوزناك و خوشى شنيديم ، اين بيت حافظ را مىخواند :
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را * كه سر به كوه و بيابان تو دادهاى ما را
مرحوم بهارى وضو را نيمهكاره رها كرد و با هم به دنبال صدا رفتيم ، ديديم جوانى است كه پس از خواندن اين بيت ، جان به جان آفرين تسليم كرده است . وى به غسل و كفن و نماز و دفنش مبادرت جست و به خاكش سپرديم .
گفتار
- يكى از اشراف همدان گويد : در سالهايى كه وى در همدان اقامت داشت ، از ايشان دستورالعملى خواستم . از جمله دستوراتى كه فرمودند ، نافله شب بود . اتفاقاً تمام شب را در خواب ماندم و براى انجام وظيفه صبح هم بيدار نگشتم . چون مرا ديدند : فرمودند :
با اين بىحالى و افسردگى مىخواهى سالك راه آخرت گردى ، هيهات شب را خواب ، صبح را خواب ، پس چه وقت بيدار .