نمود . سپس عود به وطن مألوف نمود و در آخر عمر چشمش نابينا گرديد . سال 1251 به رحمت ايزدى پيوست . وى را ترجمه نامه ناصرى و ديوانى است .
شعر
اى به ولاى تو تولّاى من * از خود و اغيار تبراى من
بود تو پيدايى پيداى من
گر بشكافند سراپاى من * جز تو نبينند در اعضاى من
سايه عشق ار به كليسا فتد * ولوله در مسجد اقصى فتد
زلزله در طاق سكوبا رسد
بس نه تو را لرزه بر اعضا فتد * بر سر منبر رسد ار پاى من « 1 »
( 2980 ) ميرمحمد باقر بن ميرشمسالدّين داماد اشراق اصفهانى
عالمى عامل و حكيمى فاضل ، صاحب رياضات است . 40 سال پهلو به زمين نگذاشت و در شب ، نصف قرآن را مىخواند و نوافل را از مدت تكليفش ترك نگفت .
اواخر عمر از اصفهان به زيارت عتبات عاليات رفت . سال 1041 در نجف اشرف دار دنيا را وداع گفت .
نقل است كه مزار وى بين كربلا و نجف است ولى ، پس از تتبّع هنوز جاى معين آن معلوم نشده است . در مقدمه تعليقه بر كافى آمده كه در قريه ذىالكفل بين حله و نجف از دنيا رفته و نعش مباركش به نجف حمل شد .
وى را تأليفاتى است از جمله : صراط مستقيم ، قبسات ، افق مبين ، مشرق الانوار مثنوى ، رواشحالسماوية ، حبل المتين ، شارعالنجاة و ديوان شعر به عربى و فارسى .
هامش
( 1 ) . طرائق الحقائق ، ج 3 ، ص 142 .