( 2953 ) مير محمد افضل بدخشانى « 1 » هندوستانى ، متخلص به ثابت
ولىّ بزرگوار الهى است كه در فنّ فقه و كلام و حديث مهارت كلّى داشت و عدهاى اراداتش را گزيدند . ولادتش در دهلى واقع شد و سال 1151 از دنيا رفت . وى صاحب ديوانى است .
شعر
- موج دريا بنگر نكته وحدت درياب * كه بهر موج هم آغوش بود دريايى
با آن كه يك حقيقت دارد تمام عالم * بر پا نموده هركس هنگامه جدايى « 2 »
( 2954 ) درويش محمد افندى « 3 »
اهل معرفت و صاحب كمالات نفسانى است . حاج زينالعابدين شيروانى - متوفى به سال 1253 - مصاحبت وى را درك كرد .
گفتار
- هر كس از دام نفس به جهد ، از بليّات و آفات جهان برهد و هر بلايى كه آدمى را پيش آيد ، همگى از نفس كافر كيش زايد . « 4 »
هامش
( 1 ) . بدخشانى : منسوب به بدخشان ، ولايتى واقع در شرق افغانستان ، متّصل به تركستان شرقى .
( 2 ) . طرائق الحقائق ، ج 3 ، ص 43 ؛ رياض العارفين ، ص 65 .
( 3 ) . افندى : واژه تركى برگرفته از لاتين ، كسى را كه مستقّل از ديگران كار كند ، كه به طريق احترام به بزرگان اطلاق شده و يا به آخر نام آنان افزوده مىشود .
( 4 ) . محتمل است وى همان درويش محمد امين آتيه باشد .