منصفتر از دنيا نديدم ؛ اگر او را خدمت كنى تو را خدمت مىكند و اگر آن را رها كنى تو را رها مىكند .
- « الفقير الذى لايرجع إلى مستند فىالكون ، غيرِ الإلتجاء إلى من إليه فقره ليغنيه بالاستغناء به ، كما عزّزه بالافتقار إليه . »
فقير كسى است كه رجوع نمىكند به تكيهگاهى در هستى غير از پناه بردن به كسى كه فقرش را به او تأمين مىكند ، تا او را با بىنيازى به خودش بىنياز كند ، همانطور كه با نيازمندى به سوى خويش او را عزيز كرده است .
- « أعظم الناس ذلًّا ، فقيرٌ داهَن غنيّاً أو تواضَع له ؛ وأعظم الخلق عِزّا ، غنىٌّ تذلَّل للفقير أو حفظ حرمته . »
بزرگترين مردم از نظر ذلت ، فقيرى است كه همراهى كند با پولدار يا براى او تواضع كند و بزرگترين مردم از جهت عزت ، پولدارى است كه براى فقير ذليل شود يا حرمتش را حفظ كند .
- « الراضون بالفقر أمناء اللَّه فى أرضه وحجّته على عباده ، بهم يُدفَع البلاء عن الخلق . »
كسانى كه به فقر راضى هستند ، امين خدا در روى زمينش مىباشند و حجت او بر بندگانش هستند كه خدا بلا را به واسطه ايشان از مردم دفع مىكند .
- نشان آن كه عمل به غايت رسيده آن است كه در آن عمل جز عجز و تقصير نبيند .
مناجات
- « يا مَن يعدّ الوصال ذنباً ! كيف اعتذارى من الذنوب ؟ إن كان ذنبى إليك حبّى ، فإننّى منه لاأتوب . »
اى كسى كه وصال را گناه مىشمرى ! چگونه از گناهان عذر خواهم ؟ اگر گناهم به سوى تو محبّتم باشد ، من از آن توبه نمىكنم . « 1 »
هامش
( 1 ) . طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 79 ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 1 ، ص 335 ؛ رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 85 . وى را به كنيه ابوعبدالرّحمان هم خواندهاند . كلمات اول با اختلافى مختصر ذكر شده است .