تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤

( 2032 ) عبدالرّحمان بن حفيف

صاحب كرامات و از اقران جنيد - متوفى به سال 299 - است . حكايت گويد : به بغداد آمدم ، قصد حج داشتم . مدّتى بود غذا نخورده و آب نياشاميده بودم اما خدمت جنيد هم نرفتم ، نگاه كردم آهويى در بيابان لب چاهى آب مىآشامد ، عطش برمن غالب گشته بود ، چون نزديك چاه شدم آهو برفت ، ديدم آب چاه فرونشسته و به تَهِ چاه رفته ، راه افتادم و گفتم : « يا سيّدى ! مالى عندك محلّ هذا الظّبى ؟ » آقاى من ! آيا من جايگاهى نزد تو مانند اين آهو ندارم ؟ . شنيدم كسى در عقب من مىگويد : « جرّبناك فلم تصبر ، إرجِع فخُذ الماء ، إنّ الظّبى بلا ركوة ولا حبل وانتَ جئت بالرّكوة والحبل . » تو را آزموديم لكن صبر نكردى ، برگرد پس آب را بردار ، همانا آهو بدون كوزه و ريسمان آمد ولى تو با كوزه و ريسمان آمدى . چون بازگشتم ديدم چاه از آب پرگشته ، ظرف خود را پُر كردم و طهارت گرفتم و به طرف شهر رفتم و آب باقى بود ، پس از آن كه از حج بازگشتم در بغداد به مسجد جامع آمدم چون جنيد مرا ديد گفت : « لو صبرتَ ساعةً ، لنبَع الماء من تحت قدميك . » اگر لحظه‌اى صبر مىكردى ، حتماً آب از زير پايت مىجوشيد . « 1 »
هامش
( 1 ) . كرامات الأولياء .