تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
زاهد شود ؟ - هر چيز تو را از خدا بازدارد بر تو شوم است و هر چيز كه خوى تو از حق بازكند و خوى تو به اسباب دنيوى مشغول سازد ، تو را آن دشمن است و هرنفسى كه از تو برآيد نه در راه حق ، بر تو داغ است . - « سُئل بأىّ شىء تنال معرفته ؟ قال : بطاعته . قال : فبأىّ شىء تنال طاعته ؟ قال : به . » سؤال شد به چه چيزى به معرفت خداوند مىتوان رسيد ؟ جواب داد : به اطاعت او ، پرسيد به چه چيز به طاعتش مىتوان رسيد ؟ گفت : به خودش . - چون كسى نزد او ذكر معصيتى كردى ، زار بگريستى و گفتى : قسم به خدا كه در طاعت آن قدر آفت است كه حاجت به معصيت نيست . - پرسيدند نزديك‌ترين چيزى كه بنده را به خدا نزديك مىكند چيست ؟ گفت : « أن يطّلع اللَّه على قلبك ، وانت لا تريد فى الدّارين غيرَه . » اين كه خداوند را برقلبت آگاه كنى در حالى كه در دنيا و آخرت غير او را نخواهى . - كسى از او وصيتى خواست ، گفت : به قدرى كه در دنيا زيست دارى براى آن كار كن و به قدرى كه به كار تو آيد براى آن جهد كن و جهدى كه براى آخرت كنى چندان كن كه تو را در آخرت به كار آيد . مناجات - « يا ربِّ ! إن طالبتَنى بسريرتى طالبتُك بتوحيدك وإن طالبتنى بذنوبى ، طالبتُك بكرمك وان جعلتَنى من أهل النّار ، أخبرتُ أهل النّار بحبّى ايّاك . » پروردگارا ! اگر مرا با باطنم طلب كنى ، تو را به توحيدت طلب مىكنم و اگر مرا به گناهانم طلب كنى ، تو را به كرمت طلب مىكنم و اگر مرا از اهل آتش قرار دهى ، به اهل آتش خبر مىدهم كه تو را دوست دارم . « 1 »
هامش
( 1 ) . تذكرة الاولياء ؛ طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 68 ؛ رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شماره‌ى 11 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 89 ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 9 ، ص 254 . دارياض العارفين .