براى مؤمن راحتى بدون لقاء پروردگارش نيست و با پروردگارش نمىتواند ملاقات كند در حالى كه تعلّقى به غير خداوند دارد ، پس تمامى خوبى در جدا شدن از غير خداوند است .
- « متى شغل الإنسان قلبه بالأكوان عن ربّه الرّحمنِ ذلَّ وهان وذلك لِأنّه جعل نفسَه عبدَ عبده ؛ و من شغل قلبه بالرّحمن عزَّ ! لِأنّه ردّ نفسَه إلى غايته ومجدِه . خَلقتُ كلَّ شىء من أجلك ، وخلقَك مِن أجلى ، فلاتشتغل بما خُلق لك عمّا خُلقتَ مِن أجله . »
تا وقتى كه قلب انسان به هستىها از پروردگار مهربانش مشغول باشد ، خوار و ذليل خواهد بود و علتش آن است كه او خودش را بندهى بندهى خداوند قرار داده و كسى كه قلبش به خداوند مهربان مشغول باشد عزيز مىشود ؛ زيرا نفسش را به غايت و بزرگواريش برگردانده است ، هر چيزى را به خاطر تو آفريدم و تو را به خاطر خودم آفريدم پس مشغول مشو به آن چه براى تو آفريده شده از آن چه كه به خاطر آن آفريده شدهاى .
- « من تجمّل بصحبة المُعرضين عن ربّه ، فقد نادى على نفسه بأنّه ممّن أهانه اللَّه ،
فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا
« 1 » وأقبِل بكلّيّتك علينا ، تَغنم . »
كسى كه با مصاحبت با اعراضكنندگان از پروردگارشان ، احساس زيبايى كند ؛ پس برضرر خودش ندا داده است كه از كسانى است كه خدا او را خوار كرده است و كسى كه خدا او را خوار كند ، اكرامكنندهاى برايش نيست پس دورى كن از كسى كه از ياد ما پشت كرده است و جز زندگى دنيا را نمىخواهد و با تمام وجود برما روى آور و غنيمت جو .
- « أدنى التّقوى الإحتجاب بالحسنات عن السّيئات ، وأعلاها الإحتجاب بالحقّ تعالى عن الخلق ، وغايتها الوافية الإحتجاب بشهود اللَّه الأحد عن رؤية سواه . »
پايينترين مرتبه تقوى محجوب ماندن به حسنات است از گناهان و بالاترين آن ، محجوب شدن به حقّتعالى از خلق و نهايت آن محجوب شدن به مشاهده خداى واحد است از ديدن غير او .
- « من شغلَه الحقُّ به ، لم يشغله عنه بشىء أقامَه فيه من الخلق ؛ لِأنّه فى ذلك الظاهرة
هامش
( 1 ) . سورهى نجم ، آيهى 29 .