تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨

( 2496 ) شيخ امين الدّين سليمانى ، على بن عثمان بن على بن سليمان اربلى « 1 » [ صوفى شاعر ]

عارف بزرگوارى است كه در ابتدا جندى بود ، سپس دست كشيده و در راه كمالات معنوى قدم نهاد . سال 670 به ديار باقى شتافت . « 2 »

( 2497 ) ابوالحسن ، على بن عثمان بن ابىعلىّ جلّابى غزنوى « 3 »

صاحب علم و عمل و از شاگردان اخلاقى شيخ ابوالفضل بن حسن ختلى است كه صحبت بسيارى از مشايخ زمان خود را درك كرد . كتاب كشف‌المحجوب كه از كتب معتبره‌اى است كه در اين فنّ نوشته شده و در آن لطايف و حقايقى آمده ، از اوست . گفتار - درويشى را در كوه‌هاى آذربايجان ديدم كه مىرفت و اين ابيات مىخواند :
واللَّه ما طلعت الشمس ولا غربت * إلّا وأنت مُنى قلبى ووسواسى
به خدا سوگند خورشد طلوع و غروب نكرد ، مگر اين كه تو آرزوى قلبم و وسواسم مىباشى .
ولا جلستُ إلى قوم أحدّثهم * إلّا وأنت جليسى بين جلّاسى
و نزد قومى ننشستم كه با ايشان سخن گويم ، مگر اين كه تو همنشينم هستى بين همنشينان .
هامش
( 1 ) . منسوب به ارْبِل ، قلعه‌اى در نزديكى شهر موصل عراق . ( 2 ) . روضات الجنّات ، ج 5 ، ص 285 . ( 3 ) . غزنى / غزنوى : منسوب به غزنه يا غزنين ، شهرى معروف واقع در افغانستان .