به تحقيق در زمانى زندگى مىكنيم كه انسانها در آن در شدّت به سر مىبرند و فراموش كردهاند روزى را كه بچهها در آن پير شده و كوهها در آن سير مىكنند .
- « أدركنا جماعةً يبكون طول ليلهم ، ويتضرّعون فى حقّ هذه الخليفه ، ويقولون : كلّ شىء نزل بهذه البلاد الّتى حولنا فهو بسوء أفعالنا ، ولو خرجنا ، لخفّ عنهم البلاء . »
ما گروهى را درك كرديم كه در طول شب گريه مىكردند و در حقّ اين مردم زارى مىكردند و مىگفتند : هر چيزى [ بلايى ] كه در اين شهرهاى اطراف ما نازل مىشود به واسطهى بدى كارهاى ماست و اگر ما بيرون رويم ، حتماً بلا از ايشان بر طرف مىشود .
( 2404 ) شيخ نجيب الدّين على برغش شيرازى « 1 »
از برجستگان عرفا و صاحب حالات و كرامات و سرچشمه معارف و علوم است .
پدرش از تجّار و اغنيا بود كه از شام به شيراز رفته و متأهل شد و آن جا را وطن خود قرار داد . شيخ هم ، چون داعيه طلب در وى قوى شد ، به حجاز « 2 » مسافرت نموده و نزد شيخ شهابالدّين عمر بن محمّد كسب معارف نمود ، سپس به شيراز مراجعت كرد و متأهل شد و به تربيت طالبين پرداخت تا اين كه در سال 678 دار دنيا را بدرود گفت .
وى را سخنان و رسالههاى شريف است .
گفتار
به وى گفتند سرّ توحيد را ظاهر كن ، گفت : دو آينه و سيبى . « 3 »
هامش
( 1 ) . برغش : نام جدّ ؛ شيرازى : منسوب به شيراز شهر معروف و قديمى ، مركز استان فارس .
( 2 ) . حجاز : ناحيهاى وسيع و معروف واقع در كشور عربستان سعودى ( فيما بين خليج عقبه از طرف شمال و درياى احمراز طرف غرب و نجد اطرف شرق و عسير از طرف جنوب ) .
( 3 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 500 .