تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
على آقا قاضى - رضوان اللَّه تعالى عليه - بود . سال 1314 در شهر مرند متولّد شد و در شب سه شنبه ، 3 بامداد نهم فروردين سال 1373 [ 1415 قمرى ] دار دنيا را وداع گفت و به آرزوى ديرينه خويش ، لقاى پروردگار پيوست . وى تا آخرين نفس حيات و زندگى با شدّت كسالت قلبى كه داشت ، ذكر لا إله الّا اللَّه بر زبانش بود و گاهى استغفار مىنمود . در ايّامى خبر فوت خويش را داده بود كه من سه چهار روز مهمان شما هستم ؛ علاوه بر ذكر تهليل و استغفار به ذكر « ظلمت نفسى فاغفرلى » مشغول بود . گويند : از وى در ايّام كسالتشان خواسته بودند كه ايّام بهار است ، قدرى از خانه براى هواخورى بيرون خانه برويد ، فرموده بود :
سرشك از رخم پاك كردن چه سود * علاجى بكن كز دلم خون نيايد
در پاسخ به تقاضاى دستورالعمل شخصى از وى ، بيت ذيل را قرائت فرمود :
صمت و جوع و سهر و عزلت و ذكر به دوام * ناتمامان جهان را كند اين پنج تمام
مىفرمود : از شب‌هاى بلند زمستان استفاده كنيد و فرصت‌ها را از دست ندهيد . ابيات اين غزل حافظ : « اى دل آن به كه خراب از مى گلگون باشى . . . » را بسيار مىخواند و گريه مىكرد و نيز غزل اول ديوان حافظ و نيّر تبريزى و مرحوم علّامه كمپانى را زياد مىخواند . نيز سفارش به مراقبه و محاسبه شب را نسبت به اعمال روز مىفرمود و آن را براى اصلاح و خودسازى ، بهترين چيز مىدانست . به نماز اوّل وقت و تقوى و خدمت به مردم به هر گونه كه ممكن است توصيه مىفرمود و مىگفت : چنان چه خدمت ممكن نيست ، آن‌ها را نبايد اذيّت نمود . در جلسه موعظه‌اى خطاب به علماى حاضر در مجلس فرمود : بياييد ما همه مشرك بشويم ، سپس فرمود : بياييد در كارهاى خود كه انجام مىدهيم ، لااقل خدا را نيز شريك قرار دهيم ، اگر خالصانه نيست لااقل مقدارى هم خدا را در نظر بگيريم .