چون نورالدّين شونى - متوفى به سال 944 - و محمّد بن عنان و ديگران وى را بسيار دوست مىداشتند .
( 2409 ) ابوالحسن ، على بن بندار بن حسين صوفى « 1 »
از اعاظم اهل معرفت نيشابور است كه عدّهاى از اساتيد را مصاحبت نمود ، چون :
ابوعثمان سعيد بن اسماعيل و محفوظ بن محمّد نيشابورى در نيشابور و جنيد و سمنون بن حمزه و احمد بن محمد عطاء و احمد بن محمد جريرى در بغداد و طاهر مقدّسى و احمد بن يحيى جلا در شام و ابوبكر محمد بن ابراهيم مصرى و ابوبكر زقاق كبير و احمد بن نصر رودبارى و احمد بن عطاء در مصر و محمّد بن فضل بلخى در سمرقند و محمد حامد در بلخ و على جوزجانى در جوزجان « 2 » و يوسف بن حسين در رى . اين عارف بزرگوار سال 359 دار دنيا را بدرود گفت .
گفتار
- « فساد القلوب على حسب فساد الزّمان وأهله . »
فاسد شدن دلها ، مطابق فاسد شدن زمان و اهل آن مىباشد .
- « لايكمل الفقير ، حتّى يكتم فقره ، ويكتم عن إخوانه رضاه به وأنسه وفرحه به . »
فقير كامل نمىشود ؛ مگر اين كه فقرش را كتمان كند و از دوستانش راضى بودن به آن و انس و خوشحاليش را به آن كتمان كند .
- « دار أسّست على البلوى ، بلا بلوىً محال . »
هامش
( 1 ) . بُندار : عمده فروش . شايد اسم و يا پيشه او و يا يكى از اجدادش بوده ، و يا معناى ديگرى داشته . براى توضيح بيشتر ، ر . ك : الانساب سمعانى و فرهنگ معين ؛ صوفى : 1 . از باب اشتقاق كبير از صفا و صفوت گرفته شده و به معناى برگزيده است ؛ 2 . پشمينه پوش . دو احتمال ديگر نيز در وجه تسميه به اين نام ذكر شده ، براى توضيح بيشتر ، ر . ك : مفردات راغب ، و الانساب سمعانى .
( 2 ) . جوزجان / جوزقان : نام قديمى براى منطقهاى در شهرهاى تركستان افغانستان .