تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
گفته و ابوعثمان حيرى را ديدار كرد تا اين كه در سال 348 دار دنيا را وداع گفت . - « ليس فى الدّنيا شىء أسمج من محبّ لسبب و عوض . » چيزى در دنيا قبيح‌تر از محبى نيست كه سبب و عوض خواستن را دوست داشته باشد . - « التّوحيد حقيقةً معرفته ، كما عرّف نفسه إلى عباده ، ثم الاستغناء به عن كلّ ما سواه . » توحيد حقيقةً شناخت خداوند است ، همان‌گونه كه خويش را به بندگانش معرّفى كرده است ، سپس بىنياز شدن با آن از هر چيزى غير او . - « أوّل الإيمان منوط بآخره ، ألاترى أنّ عقد الإيمان لا إله الّا اللَّه ؟ والإسلام منوط بأداء الشّريعة بالإخلاص ، قال اللَّه تعالى :
وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ
« 1 » . » اول ايمان بستگى دارد به آخرش ، آيا نمىبينى كه عقد ايمان لا إله الّا اللَّه است و اسلام بستگى دارد به انجام و به كار بستن دين با اخلاص ، خداوند متعال مىفرمايد : « و فرمان نيافته بودند جز اين كه خدا را بپرستند ، و در حالى كه به توحيد گراييده‌اند ، دين [ خود ] را براى او خالص گردانند » . - « الخير منّا زلة ، والشّرّ لنا صفة . » خوبى ، از ما لغزشى است و بدى ، صفت ماست . - مردم بر سه دسته‌اند : اوّل اوليا كه باطن ايشان بهتر از ظاهر ايشان است ، دوّم علما كه ظاهر و باطنشان يكى است ، سوم جهّال كه ظاهرشان بهتر از باطنشان است ، خود انصاف نمىدهند و از ديگران انصاف مىطلبند . - از وى پرسيدند : ظريف كيست ؟ گفت : « الخفيف فى ذاته وأخلاقه وأفعاله وشمائله من غير تكلّف . » كسى كه در ذات و اخلاق و افعال و كردارش بدون زحمت ، سبك باشد . - پرسيدند از محبّت ؟ گفت : « بذل مجهودك مع معرفة محبوبك ؛ لِأنّ محبوبك مع بذل مجهودك يفعل ما يشاء . »
هامش
( 1 ) . سوره‌ى بيّنه ، آيه‌ى 5 .