تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
قريب به 280 - صحبت داشت . از وى حكايت شده كه : چون به حجّ مىرفت از خانه احرام مىبست و لبيّك مىگفت ، وقتى از حجّ برگشته بود باز لبيّك مىگفت ، گفتند اين چه كار است ؟ گفت : اين‌بار براى حج نيست ، به او لبيّك مىگويم . هفته‌اى برنيامد كه از دنيا رفت . « 1 »

( 2379 ) شيخ على ابوخوده

از ارباب حال و اهل كرامت است . سال 920 در مصر دار دنيا را وداع گفت و در خلوت خانه‌ى عبادت خود در حسينيّه به خاك سپرده شد . « 2 »

( 2380 ) مولانا على بن ابىطالب بن عبداللَّه بن جمال الدّين على ابى المعالى زاهدى جيلانى « 3 »

عارف بزرگ و فاضلى اديب است . ولادتش در اصفهان و وفاتش در بنارس هند واقع شد . كتابى در ذكر علماى معاصر نوشته و آن را به نام سيّد على بن احمد مدنى - متوفى به سال 1120 - شروع كرده . رساله‌اى در تفسير آيه نور ، ديوان شعر و رسايل ديگرى نيز از وى به جا مانده است .
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شماره‌ى 274 . ( 2 ) . طبقات شعرانى ، ج 2 ، ص 122 . ( 3 ) . جيلى / جيلانى / گيلى / گيلانى : 1 . منسوب به بلاد جيلان معرَّب گيلان ، استانى معروف واقع در شمال ايران ؛ 2 . برخى گفته‌اند : هرگاه بخواهند كسى را به بلاد گيلان نسبت بدهند ، لفظ جيلانىّ ، و وقتى به شخصى نسبت دهند ، لفظ جيلىّ را مىآورند ، بنابراين شايد جيلى منتسب به جدّ باشد ؛ 3 . جيلى منسوب به جيل يا كيل ، روستايى پايين‌تر از مدائن .