تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
و آخرين آمده‌اى تا بياموزى اين را روى نيست ، اين همه خالق داند و اگر آمده‌اى او را جويى ، آن جا كه اوّل گام برگرفتى او خود آن جا بود .

( 2330 ) ابوتراب ، عسگر بن حصين [ حسين ] نخشبى « 1 » سائح

از اعاظم اهل معرفت خراسان ، صاحب علم و فتوّت و ورع و تقوى و توكّل و زهد و مجاهده است . وى با ابوحاتم عطار بصرى و حاتم اصمّ بلخى صحبت داشت . سال 245 در بيابان مكّه و مدينه ، درندگان ، او را بدريدند و از دنيا رفت و گفته‌اند : سموم باديه وى را در حالى كه به نماز بود بسوخت . گفتار - « لابدّ للاستاذ من أربعة أشياء : تمييز فعلِ اللَّه عن فعل الخلق ، ومعرفة مقامات العمّال ، ومعرفة الطّبايع والنّفوس ، وتمييز الخلاف من الإختلاف . » استاد بايد چهار چيز داشته باشد : جدا كردن فعل خداوند از فعل خلق خدا و شناخت مقام عمل‌كنندگان و شناخت طبيعت و نفس آن‌ها و جدا كردن كار خلاف از اختلاف داشتن . - « أنتم تحبّون ثلاثةً وليس هى لكم : تحبّون النّفس وهى للَّه ، وتحبّون الرّوح والرّوح للَّه ، وتحبّون المال والمال للورثة ؛ وتطلبون اثنين و لا تجدونهما : الفَرح والرّاحة ، وهما فى الجنّة . » شما سه چيز را دوست داريد كه براى شما نيست : نفس را دوست داريد كه براى خداست و روح را دوست داريد كه براى خداست و مال را دوست داريد و آن براى ورثه است و دو چيز را طلب مىكنيد و آن را نمىيابيد : خوشحالى و راحت را ، در حالى كه آن دو در بهشتند . - حقيقة الغِنى أن تستغنَى عمّن هو مثلك ؛ وحقيقة الفقر أن تفتقر إلى من هو مثلك ؛ وإذا
هامش
( 1 ) . نخشبى : منسوب به نخشب كه همان نَسَف مىباشد .