تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
حقّ سبحانه و اگر پرسند اتّحاد چيست بگو : استغراق در هستى حق سبحانه و اگر پرسند از سعادت بگو : خلاصى از خود به ديدن حقّ سبحانه و اگر پرسند شقاوت چيست ؟ بگو : به خود در ماندن و از حقّ بازماندن . اگر پرسند وصل چيست ؟ بگو : نسيان خود به شهود نور وجود حقّ سبحانه . اگر پرسند فضل چيست ؟ بگو : جدا كردن سرّ از غير حقّ سبحانه و اگر پرسند شكر چيست ؟ بگو : ظاهر شدن حالى بردل كه دل نتواند پوشيده دارد چيزى را كه پوشيدن آن چيز بيش از اين حال واجب است . « 1 »

( 2297 ) عبيداللَّه بن عبداللَّه غمرى « 2 » عراقى

از اهل معرفت و مُعرض از دنيا بود و در قرن دوّم مىزيست .
كما أحسنتم الظّن بما لم يُضمَن * فأحسِنوا الظّنّ بما قد ضُمن
همانطور كه گمان نيكو داريد ، نسبت به آن چه تضمين نشده است ؛ پس نسبت به آن چه تضمين شده نيز گمان نيكو داشته باشيد . نقل شده كه بر درب خانه‌اش اين دو بيت نوشته شده بود :
إعمَل ، فانتَ من الدّنيا على حذَر * واعلَم بأنّك بعد الموت مبعوث
عمل كن پس تو از دنيا برحذر مىباشى و بدان كه بعد از مرگ برانگيخته مىشوى .
واعلَم بأنّك ما قدّمت من عمل * مُحصى عليك و ما جمعتَ موروث
و بدان كه تا وقتى عملى را پيش بفرستى شمارش مىشود برتو و آن چه جمع كنى به ارث برده مىشود . « 3 »
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شماره‌ى 456 ؛ طرائق الحقائق ، ج 3 ، ص 45 . ( 2 ) . غمرى : منسوب به : 1 . غَمْر ، قبيله‌اى منشعب از غافق ؛ 2 . روستايى است پايين‌تر از هيت در صحرا نزديك فرات . ( 3 ) . حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 3 ، ص 226 .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 261 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)