آسايش خدا را بشناس تا خدا تو را در سختى بشناسد ، پس وقتى سؤال كردى ، از خدا سؤال كن و هنگامى كه كمك مىخواهى ، از خدا كمك بگير . قلم قضاى الهى به آن چه موجود شده است خشك شد ، پس اگر تمامى موجودات بخواهند به تو نفعى رسانند كه خداوند برايت تقدير نكرده است ، آنها برآن قدرت ندارند و اگر بخواهند به تو ضررى بزنند كه خداوند آن را برتو حكم نكرده است ، برآن قدرت ندارند ، همانطور كه خداوند متعال مىفرمايد : و اگر خداوند ناراحتى را برايت پيش آورد پس بر طرف كنندهى آن جز او نخواهد بود . . . و پيامبراكرم - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - به بعضى از اصحابش فرمود : براى دنيايت عمل كن ، به اندازهاى كه در آن مىباشى و براى آخرتت عمل كن ، به اندازهاى كه در آن خواهى بود و براى خداوند عمل كن به اندازهى احتياجت به او و براى آتش عمل كن به اندازهى صبرت بر آن . اى اولاد من ! كه خداوند عافيت و استقامت را روزيتان گرداند ، بر شما باد به صحبت و دوستى و الفت و يگانگى بين خودتان ، مثل اين كه تمامى شما يك بدن هستيد ؛ وقتى عضوى از آن دردمند مىشود ، ساير جسد براى آن با تب كردن همراهى مىكند ، تا اين كه از حملهى دشمنان در امان باشيد و بر شما باد به برپايى قانون و دين همانطور كه خداوند متعال مىفرمايد : خداوند براى شما مقرر كرد از دين ، آن چه را كه به نوح وصيت كرد و آن چه را كه به تو وحى كرديم و آن چه را كه به ابراهيم و موسى و عيسى وصيت نموديم كه دين را به پا داريد و متفرق نشويد و اين كه با وجودتان و با همّتهاى يگانهتان به سوى او اجتماع كنيد و در آن از يكديگر جدا مشويد ؛ زيرا دست خدا با مجتمع بودن است و همانا گرگ ، گوسفندى را مىخورد كه فرار كرده باشد و از اجتماع تنها مانده باشد . حكيمى به اولادش نزد مرگش ، در حالىكه نزد او جمع بودند وصيت نمود و گفت : مقدارى چوب برايم بياوريد ، آنها آوردند ، به ايشان گفت : چوبها را دستهاى بشكنيد ، پس برآن قدرت نداشتند ، سپس آنها را جدا جدا كرد و به
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 246
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٢٤٦