تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
ايشان تعصب و اعتقادشان نفاق و اعمالشان ريايى و اختيارشان شهوت‌هاى دنياست . آرزوى بودن هميشگى در دنيا را دارند با اين كه مىدانند راهى براى ايشان نسبت به اين امر نيست ، آن چه را كه نمىخورند جمع مىكنند و آن چه را كه در آن ساكن نمىشوند مىسازند و آن چه را كه درك نمىكنند آرزو دارند و حرام را به دست مىآورند و آن را در معصيت انفاق مىكنند و از معروف منع مىكنند و منكرات را مرتكب مىشوند ، پس از ايشان دورى كنيد و از ايشان بترسيد و به تحقيق سخن خداوند متعال بر سرزنش كافران و ضرر مصاحبت بدكاران ، در نصيحت كفايت مىكند كه ايشان مىگويند : اى كاش بين من و تو مانند دورى مشرق و مغرب فاصله بود ، بدهمراهى است و خداوند متعال از ايشان حكايت مىكند كه گويند : اى كاش فلانى را دوست نگرفته بودم و در اين زمان ، دوستان كم هستند و وفا از بين رفته است ، پس دوستى نكردن بهتر است و به تحقيق شاعر ، زيبا سروده است :
ما فى زمانك من ترجو مودّته * ولا صديق إذا جاء الزمان وفا
در زمانت كسى كه دوستى داشته باشد موجود نيست و همچنين دوستى كه زمان وفا برسد .
فعِش فريداً ولا تركن إلى أحد * وقد نصحتُك فيما قلتُه وكفى
پس تنها زندگى كن و به كسى تكيه مكن و به تحقيق تو را نصيحت كردم در آن چه گفتم و اين تو را بس است . قال الصادق - عليه السّلام - : « من قرّب السّفلةَ وأبعد ذوى الأحباب والمروّات ، استحقّ الخذلان . » وقال - عليه السّلام - : « وإيّاك وصاحبَ السوء ؛ فإنّه كالسيف المسلول ، ليُعجب منظرَه ، وتقبح أثره . » وقال - عليه السّلام - أيضاً : « إن أردتَ صحبة الرّجال ، فاصحَب مَن إذا صحبتُه زانك ، وإن خدمتَه صائك ، وإن احتجت إليه عانك ، وإن كلّفته مؤنة أعانك . إصحَب مَن إذا قلتَ صدَّق قولَك ؛ وإن صِلتَ ؛ سَدَّ