تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠

( 2283 ) شيخ سيف‌الدّين عبدالوهاب جيلى « 1 »

اهل معرفت و از فرزندان عبدالقادر جيلى - متوفى به سال 561 - است . « 2 »

( 2284 ) امير سراج‌الدّين ، عبدالوهاب بن امير عبدالغفّار طباطبايى

عارف بزرگوارى است كه در علوم ظاهر و باطن بىنظير و وحيد روزگار بود . به خدمت بسيارى از اكابر و اعزّه رسيد و از محضر آن‌ها به فيوضات لايقه مشرّف شد . وى در سمرقند متولّد شد و نشو و نما نمود و چون پدر بزرگوارش در تبريز ساكن گشت ، به دنبال مير فرستاد اما تا رسيدن وى ، پدرش بدرود حيات گفت . مير به‌واسطه انگيزه‌اى ، در سال 920 به روم « 3 » رفت و اهل آن‌ها وى را حبس نمودند و در مدّت حبس ، فتوحاتى براى وى دست داد . چون از زندان بيرون آمد ، سال 927 به جوار رحمت ايزدى پيوست و در اسلامبول « 4 » در جوار حضرت خواجه ايّوب انصارى كه از جمله بزرگان اصحاب است ، مدفون گرديد . نقل است كه وى در ايّام زندان وصيّتى براى فرزندان خود نوشت . اين وصيتنامه نزد فرزندانش بود ، تا آن كه به دست استاد بزرگوار علّامه طباطبايى رسيد و ايشان آن را در
هامش
( 1 ) . جيلى / جيلانى / گيلى / گيلانى : 1 . منسوب به بلاد جيلان معرَّب گيلان ، استانى معروف واقع در شمال ايران ؛ 2 . برخى گفته‌اند : هرگاه بخواهند كسى را به بلاد گيلان نسبت بدهند ، لفظ جيلانىّ ، و وقتى به شخصى نسبت دهند ، لفظ جيلىّ را مىآورند ، بنابراين شايد جيلى منتسب به جدّ باشد ؛ 3 . جيلى منسوب به جيل يا كيل ، روستايى پايين‌تر از مدائن . ( 2 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شماره‌ى 523 . ( 3 ) . روم : آسياى صغير ، منطقه‌اى كه از شرق و شمال به تركستان و خزر و روسيه و از جنوب به شام و اسكندريه و ازمغرب به دريا و اندلس ( اسپانيا و پرتغال ) محدود مىگردد . ( 4 ) . اسلامبول : قسطنطنيّه و بيزانت سابق ، شهرى بندرى معروف واقع در تركيه كنونى .