تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
كسى كه به خود پروردگار اميد دارد ، نيست . - « ما قدرُ طاعة تقابل بها نِعمُه ، و ما قدر ذنوبٍ نقابل بها كرمَه . إنّى لَأرجو أن تكون ذنوبنا فى كرمه أقلّ من طاعتنا فى نعمه ؛ إذ لا يذنب العبد من الذّنوب ما يغمر به عفو مولاه . » چه ارزشى دارد اطاعتى كه با آن با نعمت‌هاى خداوند مقابله شود و چه ارزشى دارد گناهانى كه با آن‌ها با كرم او مقابله كنيم ، من اميد دارم كه گناهان ما در ناحيه‌ى كرم او كمتر باشد از طاعت‌هاى ما در مقايسه با نعمت‌هايش ؛ زيرا بنده گناهى نمىكند كه به واسطه‌ى آن بخشش مولايش را فرا گيرد . - « من خاف على نفسه ، شقّ عليه ركوب الأهوال ؛ و من شقّ عليه ركوب الأهوال ، لا يرتقى إلى سموّ المعالى فى الأحوال . » كسى كه برخويش بترسد ، سوار شدن برخطرات بر او مشقت دارد و كسى كه غلبه برخطرات بر او مشكل باشد ، به حالات عالى صعود نمىكند . - وقتى بر سر جنازه‌اى حاضر بود ، چون ديد بعضى برادرهايش گريه مىكنند ، رو كرد به اصحاب خود و اين دو بيت بخواند :
ويبكى على الموتى ويترك نفسَه * ويزعم ان قد قلّ عنهم عزاؤه
و بر مرده‌ها گريه مىكند ولى خود را فراموش مىكند و گمان مىكند كه عزايش از ايشان كمتر است .
ولو كان ذا رأى وعقل وفطنة * لكان عليه لا عليهم بكاؤه
و اگر صاحب عقيده و عقل و زيركى مىباشد ، بايد برخودش گريه كند نه بر ايشان . - مىگفت : مردى را ديدم كه با كعبه وداع مىنمود و مىگريست و اين بيت مىخواند :
ألا رُبَّ ! من يدنوا ، ويزعم أنّه * لحبّك ، والنّائى أودّو أقرب