كلّ ما إطّلعهم عليه أثبتُ عندهم من العيان ؛ لأنّ بصائر الحقيقة لهم لامعةٌ ، وأعلام الحقّ لهم مرفوعة لائحة ، ائتمنَهم الحقُّ على معرفته إلهاماً وتفضّلًا وإكراماً ، أجزَل لهم عطاياه ، وجعل قلوبهم مطاياه ، فدنا منها بلا مسافة ، ونزل أسرارهم بلا ممازجة ، فحماهم من الغفلة والفتور ، ففنيت صفاتُهم بوجود شهوده ، فليس عنه مغيب ، وعليهم فى كلّ أحوالهم منه رقيب . »
خداوند از دانايان به خودش پردهها را كنار زده و ايشان را برگنجينههاى پيچيدهى اسرارش آگاه مىكند و آنها را به ريشهى معارف و انوار كمك مىكند ، پس ايشان به سبب آن نورى كه خداوند به آنها عطا كرده ، به اسرارش اطّلاع پيدا كرده و به سبب مكشوف شدن شواهد حقيقت معرفت ، آنها را برساير امور مسلّط كرده است ؛ در دلهايشان شكى عارض نمىشود بلكه هر چه را كه ايشان را برآن آگاه كرده ، نزد ايشان عياناً ثابت گردانيده است ، زيرا بينايىهاى حقيقت براى ايشان درخشنده است و نشانههاى حقّ براى ايشان بالا رفته و ظاهر است ، خداوند ايشان را بر معرفتش با الهام و تفضل و گرامى داشتن ، امين كرده است ، بخششهايى به ايشان نموده و دلهاى ايشان را مركب خويش قرار داده است ، پس بدون مسافت به آن نزديك شده و بر باطن ايشان نزول كرده ، بدون ممزوج شدن به آن و ايشان را از غفلت و سستى حفظ كرده و صفات ايشان با مشاهدهى او فانى گشته است . پس ، از او غايب نمىباشد و در هرحالى برايشان مراقبت دارد .
- « ما احببت ان تنجو منه بعملك ، فإلى حبك له تشير . »
تا وقتى كه دوست دارى با عملت نجات يا بى ، در واقع به محبّتت نسبت به عملت اشاره مىكنى .
- « قوم سألوا اللَّه بألسنّة الأعمال ؛ وقوم سألوه بألسنّة الرّحمة ؛ فكم بينَ ما سأل ربّه بربّه ، و بين مَن رجا ربّه بعمله ؛ وليس من رجا ربّه بجوده كمَن رجا ربّه بنفسه . »
گروهى از خداوند با زبان عمل سؤال مىكنند و گروهى از او با زبان رحمت سؤال مىكنند ، پس چهقدر فرق است بين كسى كه از خداوند خودش را بخواهد و بين كسى كه بهواسطهى عملش به خداوند اميد داشته باشد و كسى كه به جود پروردگار اميد بسته ، مانند
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 182
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٨٢