أميناً فى السّموات والأرض . »
هيچ حالى از حالات از راستى بىنياز نمىباشد و صدق از تمامى حالات بىنياز مىباشد ، و اگر بندهاى بين خود و خداوند حقيقتاً صادق باشد ، حتماً برخزينههايى از خزينههاى غيب اطلاع خواهد يافت و امين در آسمانها و زمين مىشود .
- « وحشة العباد عن الحقّ ، أوحش منهم القلوب ؛ ولو أنسوا بربّهم ولزموا الحقّ ، لاستأنس بهم كلّ أحد . »
وحشت بندگان از خداوند ، دلها را از ايشان به وحشت مىاندازد و اگر ايشان به پروردگارشان انس پيدا كنند و ملازم با حقّ باشند حتماً هركسى با ايشان انس مىگيرد .
- « قال لى علىّ بن بكّار سنةَ ستّ ومأتين : أين تسكن ؟ قلتُ : بانطاكية . قال : الزِم بيتك ، فإذا كانت لك حاجة فاقصد قضاء حاجتك ؛ فما دمتَ تخرج من بيتك إلى سوقك لا يلقاك من يلطم عينك ، فليس لحالك بأس . »
على بن بكّار در سال 260 به من گفت : كجا سكونت دارى ؟ گفتم : انطاكيه ، گفت : ملازم خانهات باش و وقتى حاجتى داشتى دنبال انجام آن برو ، پس تا وقتى از خانهات به بازار بيرون مىروى ، به طورى كه كسى را كه به چشمت بخورد ملاقات نكنى ، براى حالت ضررى ندارد .
- « طول الاستماع إلى الباطل ، يُطفىء حلاوة الطّاعة من القلب . »
بسيار گوش دادن باطل ، شيرينى طاعت را از قلب خاموش مىكند .
- « من أراد أن يعيش حيّاً فى حياته ، فليُزل الطّمع عن قلبه . »
كسى كه بخواهد در زندگانيش زنده باشد ، بايد طمع را از قلبش بيرون كند .
- « لا تغتمّ إلّامن شىء يضرّك غداً ، ولا تفرح بشىء لا يسرّك غداً . »
جز از چيزى كه فردا به تو ضرر مىزند غمناك مشو و به چيزى كه فردا تو را مسرور نمىكند ، خوشحال مباش .
- « أنفعُ الخوف ما حجزك عن المعاصى ، وأطال منك الحزن على مافاتك ، وألزمَك الفكرة فى بقيّة عمرك . »
سودمندترين ترسها آن است كه تو را از معصيتها مانع شود و حزن طولانى برآن چه از دستت رفته است برايت ايجاد كند و در بقيهى عمر ، تو را ملازم فكر گرداند .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 171
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٧١