و عبادت و كرامات كثيره است . وى از اساتيد مجلسى اوّل است و مجلسى دربارهى وى مىگويد : براى من مانند پدرى دلسوز بود . 26 محرّم الحرام سال 1021 شب يكشنبه قريب به صبح پس از اداى نماز شب براى رسيدگى به وقت صبح از اطاق خارج مىشود و در برگشت به اطاق مىافتد و جان مىسپارد . وى در جوار اسماعيل بن زيد بن حسن به خاك سپرده شد و پس از يك سال به مشهد حسينى انتقال داده شد ، وقتى خارج شد تغيير نكرده بود .
در حالات اين عارف بزرگوار نقل است : همواره روزه مىداشت و در خوراك و پوشاكش به مختصر قناعت مىنمود و نوافلش ترك نمىشد .
حكايت
- روزى شيخ بهايى به زيارت وى آمد . پس از ساعتى مؤذّن اذان گفت و شيخ از وى تقاضا نمود كه : نماز خود را اين جا بخوانيد تا ما نيز به فوز جماعت برسيم . ايشان قدرى تأمّل كرد ، سپس برخاست و به منزل خود مراجعت نمود . بعضى از دوستان پرسيدند : با اين كه به نماز اوّل وقت اهميّت بسيار مىدهيد ، چرا درخواست شيخ بهايى را اجابت ننموديد ؟ فرمود :
« راجعتُ إلى نفسى سويعة ، فلم أرَنفسى لا تتغيّر بإمامتى لمثله ، فلم أرض بها . »
لحظهاى به خود رجوع كردم ، پس نفسم را اين گونه نديدم كه با امامت مانند اين افراد ، تغيير نكند و به آن راضى نشدم .
- به يكى از فرزندان خود بسيار علاقه داشت و اتفاقاً همان فرزند مريض گرديد .
چون براى نماز جمعه به مسجد رفت ، در اثناى قرائت سوره منافقين به آيه :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ
« 1 » ؛ ( اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، [ زنهار ] اموال شما و فرزندانتان شما را از ياد خدا غافل نگرداند . ) كه رسيد ، آن را تكرار
هامش
( 1 ) . سورهى منافقون ، آيهى 9 .