« ذكرتُ يوماً مضى من أجلى لم يحسُن فيه عملى ، فبكائى لقلّة الزّاد وبُعدِ المفازة وعقبَة لابدّ لى من صعودها : لا أدرى مهبطها إلى الجنّة أم إلى النّار . »
ياد كردم روزى را كه به خاطر من گذشت و در آن عمل نيكويى نداشتهام ، پس گريهام به سبب كمى توشه و دورى راه و گردنهاى است كه بايد از آن بالا روم .
سپس نمىدانم به طرف بهشت فرود مىآيم يا به آتش .
- شخصى به عارفى گفت : كى سخن بايد گفت ؟ جواب داد :
« إذا أحببتَ أن تسكت . »
اگر دوست داشتى ساكت شو .
پرسيدند : كى ساكت باشيم ؟ گفت :
« إذا أحببتَ أن تتكلّم . »
اگر دوست داشتى سخن بگو .
- بعضى را اعتقاد برآن است كه معرفت خدا را بايد به رياضت و تهذيب اخلاق به دست آورد و از هرصفتى به ضدّش پرداخت ، اگر سالك بخواهد اين عمل كند از يك مقام و يك صفت نتواند بيرون آمدن ، در نتيجه كار به مجاهده برنيايد ، اين طريقه را طريقه ابرار گويند ؛ طريقه دوّم طريقه ارباب معاملات است كه به اعمال ظاهرى و زيادى روزه و نماز و قرائت قرآن و حجّ و جهاد مىخواهند معرفت را به دست آرند ، اين طريقه اخيار است « فالواصلون بهذه الطّريقة وطريقة الأولى فى الزّمان الطّويل قليلٌ ؛ لكنّ الواصلين بالأولى أكثر . » ؛ ( پس واصلين به اين راه و راه اول در زمان طولانى كم است ؛ لكن واصلين به اولى بيشتر است . ) ، طريقه سوّم طريقه « سائرين إلىاللَّه وطائرين باللَّه » است و هو طريق الشّطار من أهل محبّة اللَّه فى جادة المحبّة ، فالواصلون منهم فى البدايات أكثر من غيرهم فى النّهايات وهذه الطّريقة هى المختار ومبنيّة على الموت بالإرأة . » ؛ ( و آن راه بريدگان [ از غير خدا ] از اهل محبت خداوند است كه در راه محبت قرار دارند ، پس واصلين از ايشان در ابتدا بيشتر از غير ايشان است در نهايت و اين راه مورد اختيار است و مبتنى است
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 102
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٠٢