تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
حالات مختلف بود ، گاهى عشقش غالب بود و گاهى انسش و گاهى خوفش . شوهر وى گويد : وى در حال غلبه‌ى محبت اين ابيات را مىخواند :
حبيب ليس يعدلِه حبيب * و ما لسواه في قلبي نصيب
او دوستى است كه هيچ دوست ديگرى با او برابرى نمىكند ، و براى غير او در قلب من بهره و جايى نيست .
حبيب غاب عن بصرى وشخصي * و لكن عن فؤادي لا يغيب
دوستى كه از چشمم و از شخص و جسمم غايب است و ليكن هرگز از دلم غايب نمىگردد . و در حال انس اين ابيات را مىخواند :
ولقد جعلتُك في الفؤاد محدّث * وابحتُ جسمي مَن اراد جلوسي
و به راستى كه تو را هم سخن خود در دلم قرار داده و جسمم را بر هر كس كه بخواهد همنشينم شود مباح و آزاد گردانيده‌ام .
فالجسم منّي للجليس مؤانس * وحبيب قلبي في الفؤاد أنيسى
پس جسمم با همنشينم انس دارد ولى محبوب دلم ، در قلبم با من انيس و مؤنس است . و در حال خوف اين ابيات را مىخواند :
وزادي قليل لا اراه مُبلغى * أللزّاد أبكي أم به طول مسافتي ؟
و توشه‌ام كم است و به نظرم كه مرا [ به مقصود ] نرساند [ نمىدانم ] آيا براى كمى توشه‌ام گريه كنم ، يا براى طولانى بودن مسافتم ؟
اتحرقني بالنار ؟ ياغاية المُنى * فأين رجائي منك وأين مخافتي ؟
اى نهايت آرزوى من ! ! آيا مرا با آتش مىسوزانى ؟ پس كجاست اميدم به و خوف و هراسم از تو . « 1 »
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شماره‌ى 593 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 97 . اهل تراجم اختلاف كرده‌اند در اين كه احمد بن ابى الحوارى شوهر كدام رابعه است ولى آن چه براى نويسنده ظاهر شده است آن است كه احمد زوج رابعه شاميه است . و رابعه عدويه بنابر حكايتى كه نسبت به ولادت وفوت پدر و اسارت و تا خاتمه آزاديش نوشته‌اند گويا اصلًا شوهر اختيار نكرده باشد .