تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
اين بگفت و دَرِ حجره‌ى خويش را بست و بعد از زمانى شنيدند كه گوينده‌اى مىگويد : كه در آييد و وى را دريابيد . چون به درون مىروند ، مىبينند در سجده جان به جان آفرين سپرده است . « 1 »

( 1857 ) شهده ، بنت مسكه بنت فضّه خادمه‌ى زهرا بنت رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم -

زنى با كمال و منزلت است كه مالك دينار - متوفى به سال 131 - وى را در طريق حجّ ملاقات كرد . حكايت - مالك دينار گويد : سالى به حجّ در وداع‌گاه ، زنى ضعيفه برچهارپايى بس ضعيف ديدم كه عازم حجّ است . مردم به دو گفتند : برگرد ، اين راه بسيار صعب و طولانى است و تو و راحله‌ات بسيار ضعيف هستيد . گفت : من آن گونه نيامده‌ام كه برگردم و به هرحال خواهم رفت . به ميان باديه كه رسيديم ، قافله رفت و او از راه بماند . من هم خواستم بروم ، خبرى از رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - به يادم آمد كه : « المؤمن أخو المؤمن لأمّه وأبيه ، إن جاع أطعمه ، وإن عرى كساه ، وإن خاف ، آمنَه وإن مرض عاده ، وإن مات تشيّع جنازته . » مؤمن ، [ همانند ] برادر مادرى و پدرى مؤمن است ، اگر گرسنه شود به او غذا مىدهد و اگر برهنه شود جامه به او مىپوشاند و اگر [ از چيزى ] بترسد او را ايمن مىنمايد و اگر بيمار شود به عيادتش مىرود و اگر بميرد او را تشييع مىكند . باز ايستادم و با وى در راه موافقت كردم . به وى گفتم : نگفتم كه تو ناتوانى و راحله تو ضعيف ، و اين راه بسى مشكل و طولانى است ، بازمىمانى و به مقصد نمىرسى و
هامش
( 1 ) . ثمرات القدس .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 332 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)