تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
نفس خود مىگفت : « عُشّتى - يا شقية - إلى زمان صار يطلب من مثلك الدعاء . » اى بدبخت ! تا زمانى عمر و زندگى كردى كه از مثل تو دعا طلب مىشود . و با اين‌گونه كلمات نفس خود را سرزنش مىكرد . « 1 »

( 1855 ) شهاب الدّين نشيلى « 2 »

و اصل باللَّه است كه صاحب جذبه بود و بسيار به حمّام مىرفت ، تا آن كه حدود سال 940 در همان جا [ حمّام ] از دنيا رفت و در مصر عتيق در خلوت گاه عبادت خود به خاك سپرده شد . « 3 »

( 1856 ) شيخ شهاب الدّين هانسورى هندى

از قدماى عرفا و از مصاحبان و همنشينان سلطان شيخ نظام‌الدّين اوليا است . قرآن بسيار در شبانه روز قرائت مىكرد . وى متولّد 629 و متوفّى 719 مىباشد . حكايت نقل است كه : درسكرات موت برخاست و به مناجات در ايستاد و گفت : « سيّدا ! پادشاها ! آن چه برمن فرض كرده بودى ، به وسع و طاقت بجا آوردم و عهد تو را به وفا رسانيدم و اكنون وقت نقل است . اميدوارم كه غير از تو و من ، ديگرى در ميان نباشد . همين تو باشى و من . از آن كه جان از تو سِتُده‌ام به ديگرى ندهم .
هامش
( 1 ) . طبقات شعرانى ، ج 2 ، ص 98 . ( 2 ) . نشيلى : منسوب به نشيل ، از توابع دمشق واقع در شام . ( 3 ) . طبقات شعرانى ، ج 2 ، ص 127 .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 331 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)