صاحب رياضات و مجاهدات عظيمه است كه همواره در خدمت استاد خود حسام الدّين مانكپورى بود تا از دنيا رفت . در قرن 9 زندگى مىكرد . « 1 »
( 1854 ) شيخ شهاب الدّين مرحومى
طريقه وى مجاهده و ژوليدگى و صاحب كرامات است . به اطفال درس مىگفت و هميشه چشم برزمين مىانداخت و در زمستان و تابستان پوستين مىپوشيد و از دو طرفش استفاده مىكرد . وى از اصحاب شيخ مدين ابن احمد اشمولى است و نزد وى بود تا از دنيا رفت و مدت حياتش در قرن نهم واقع شد .
در احوال اين عارف بزرگ گفتهاند : خشوع و گريه بر او غالب بود و ديده نمىشد مگر گريان .
گفتار
- شيخ نورالدّين شويى گويد : وقتى وى را زيارت كردم ، گفتم :
« مقصودى الطريق الى اللَّه - عزّوجلّ - فقال : يا أخى ! واللَّه ، ما أعدّ نفسى سلمت من النفاق طرفةَ عين و لم تأخذ علىّ عهداً . »
مقصود و خواستهى من راه به سوى خداوند - عزّوجلّ - است ، پس گفت : اى برادر من ! به خدا سوگند كه نَفْس خويش را به اين كه به اندازهى چشم بر هم زدنى از نفاق سالم باشد ، و بر ضرر من از من پيمان نگيرد ، به شمار در نياوردهام .
مىگويد چون خواستم از وى مفارقت كنم گفتم :
« يا سيدى ! أدعُ لى . »
اى آقاى من ! برايم دعا كن .
به خاك افتاد و شروع كرد به گريه كردن و چون مرغ سربريده پر و بال مىزد و با
هامش
( 1 ) . ثمرات القدس .