تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
گنهكار از ادّعا كننده بهتر است ؛ زيرا معصيت كننده راه توبه را مىجويد ، و مدّعى بر مرض ادّعايش پاى مىفشرد . - « الشوق ثمرة المحبّة ؛ فمن أحبّ اللَّه ، إشتاق لقائه . » اشتياق ميوه‌ى محبت است ، پس هر كس دوستدار خدا باشد به ملاقات او اشتياق پيدا مىكند . - « إذا جلستَ للنّاس ، فكن واعظاً لنفسك وقلبك ، ولا يغرّنّك اجتماعُهم عليك ، فإنّهم يراقبون ظاهرك ، واللَّه رقيب على باطنك . » هنگامى كه براى [ موعظه‌ى ] مردم مىنشينى ، [ نخست ] نَفْس و قلبت را پند ده و مبادا اجتماع و گردآمدن آن بر [ دور ] تو ، تو را مغرور و فريفته نمايد ؛ زيرا ايشان مواظب ظاهرت هستند ، ولى خداوند مراقب و نگاهبان باطنت مىباشد . - هر كه به احوالِ خَلْق مشغول باشد ، حال خويش ضايع نموده . - هر كه را انس وى به معرفت و ذكر حقّ تعالى بود ، مرگ ، آن انس وى را ويران نكند ، بلكه صد چندان انس و راحت وى زياد شود ؛ زيرا اسبابِ شوريده از ميان برخيزد و محبّت صرف بماند . - مَثَل مجاهده مرد در پاك كردن دل چنان است كه كسى را گويند : اين درخت از بُن بركَن ، هرچند انديشه كند به آسانى بركَنَد نتواند ، با خود گويد : صبر كنم تا قوّتى بيابم بعد از آن بركَنم ، غافل از آن كه هرچه كُندى نمايد در بركَندن ، آن درخت قوىتر و او ضعيف‌تر مىشود ، و كندن آن درخت دشوارتر مىگردد . - هر كه سفر مىكند ، واجب است بر وى آن كه اوّل ، سفر از هوا و شهوت و مُرادِ نَفْس خود كند ، كه سفر ، غُربت است و غُربت ، ذلّت و روا نيست مؤمن را كه پيش هر مخلوق خود را ذليل نمايد . - عبوديّت ، اتّباع امر است در مشاهده‌ى آمِر . - شكر ، شناختن عجز خود است از گذاردن كمالِ شكر نعمت .