( 1643 ) حاج زين العابدين بن اسكندر شيروانى « 1 » شيرازى
شماخى ملقب به مستعلى شاه ، متخلص به تمكين از اهل معرفت و صاحب علوم ظاهرى و باطنى است كه به صحبت عدهاى از اهل معرفت رسيد و دست ارادت به مجذوبعلى شاه ، حاج محمد جعفر قراكوزلوى همدانى داد و پس از وى به تربيت سالكين پرداخت . بستان السياحه و حديقه و رياض از تأليفات او است و اشعارى هم سروده . تولد آن جناب در سال 1193 يا 1194 و وفاتش در سال 1253 در مراجعت از حج واقع گرديد و در قبرستان حواء به خاك سپرده شد . خود مىگويد : [ سال 1247 ] مدت 30 سال است كه در اكثر اقاليم سبعة گرديدهام و زحمات بسيار و مشقات بىشمار كشيدهام و طوايف امم و قبايل بنى آدم زياده از چند و چون ديدهام ؛ و به اولياى هر مذهب و عرفاى هر ملت و علماى هر فرقه و حكماى هر زمره و عظماى هر طايفه و عقلاى هر كشور مجالست كردهام و در هر طريقى صاحب تحقيقى و در هر دينى صاحب يقينى و در هر مكانى صاحب امانى و در هر خانقاهى دل آگاهى و در هر اقليمى حكيمى و هر ديارى شهريارى بود ، طريق مصاحبت به وى پيمودهام و ابواب معاشرت بر روى هر عاقل و جاهل گشودهام ؛ هر كسى را به چيزى مفتون و هر شخصى را به خيالى مرهون ديدم : عالم به علم خود در بند ، عابد به عبادت پابست ، زاهد از زهد خود سرمست ، سلطان به سلطنت خود و گدا به مسكنت خود دمساز ، هر يكى به هوايى دل داده و در پى تمنايى افتاده ، جهان را ديدم سرايى بىبود ونمودى بىوجود ؛ نه عزتش را اعتبارى ، و نه ذلتش را مدارى ، در شهدش زهرى مضر ، و در لطفش قهرى مستقر ، لاجرم از اين گيرودار رسته و رشتهى تعلقات گسسته به مضمون « مثل أهل بيتي كمثلسفينة نوح من ركب فيها نجا . » ؛ ( مثل اهل بيت من مانند كشتى نوح است كه هر كس
هامش
( 1 ) . شيروانى : منسوب به شيروان ، روستايى از توابع بخارا .