تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨

( 1084 ) جعفر بن مُبرقَع « 1 »

از مشايخ و علماى اهل معرفت است كه در قرن سوّم مىزيست . « 2 »

( 1085 ) ابو محمد ، جعفر بن محمد بن نصير خوّاص خلدى « 3 »

عالمى برجسته و صاحب كمالات نفسانى و كرامات است . وى همّتى عالى داشت و شاگرد ابوالقاسم جنيد و ابراهيم خوّاص بود و با ابوالحسن نورى ، و ابو محمّد رويم ، و سمنون محبّ و احمد جريرى صحبت داشت . ابومحمد كتب و تواريخ اهل معرفت را جمع نمود و در سال 348 در بغداد بدرود حيات گفت . مزارش در شونزيه بغداد نزديك قبر سرّى سقطى و جنيد است . گفتار - « لايجد العبد لذّة المعاملة مع لذّة النّفس ؛ لِانّ أهل الحقائق قطعوا العلائق الّتى تقطّعهم عن الحق ، قبل أن تقطعهم العلائق . » بنده لذّت معامله‌ى [ با خدا را ] با لذت بردن نفس نمىيابد ؛ زيرا اهل حقايق علاقه‌هايى را كه ايشان را از حق تعالى جدا مىكند قطع مىنمايند قبل از اين كه علاقه‌ها
هامش
( 1 ) . مُبرقَع : نام جدّ . ( 2 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شماره‌ى 117 . ( 3 ) . خُلدى : منسوب به خُلْد محلّه‌اى در بغداد كه گفته مىشود . گفتنى است جعفر خلدى به دليل تولّد و سكونت در اين محلّه از شهر بغداد به خُلْدِىّ مشهور گشته ، و برخى گفته‌اند : خودش گفته كه نه من و نه هيچ كدام از پدرانم در اين محلّه ساكن نگشته‌ايم ، بلكه اين نام را جُنيد به خاطر پاسخهاى جالبش بر او نهاده است . براى توضيح بيشتر ، ر . ك : الأنساب ، ج 2 ، ص 389 ؛ خَوّاص : 1 . فروشنده‌ى برگ درخت خرما ؛ 2 . كسى كه از شاخه‌ها و برگ درخت خرما باد بزن دستى و مانند آن مىبافد .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 38 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)