( 1432 ) ابو محمد خزيمه عابد بصرى
از عباد و نساك قرن دوم و از كسانى است كه خداوند به خالص ذكر و نيكىهاى خود برگزيد و بر مكنون سرش آگاه ساخت . از حالات وى كه بر او غلبه داشت اين بود كه خود را صاحب اختيار نمىدانست و همواره عجز و فقر خود در نظرش بود .
گفتار « 1 »
- از وى نقل است كه : يكى از پيامبران بر مردى گذشت كه اهلش وى را به واسطه ابتلاء و بلايى كه به وى رسيده بود رها كرده بودند ، آن پيامبر وى را دعا نموده و فرمود :
« يا ربّ هذا عبدك لو نقلتهَ من حاله ! »
پروردگارا ! اين بندهى توست ، اى كاش ! او را از اين حالت و گرفتارى رهايى مىبخشيدى !
وحى شد كه از وى بپرس كه آيا حاضر است از اين حال نجات يابد . آن پيامبر چنين كرد . وى گفت :
« أتخيّر على اللَّه ؟ ذلك إليه . »
آيا بر خلاف قضاى خداوند چيزى را اختيار كنم ! ؟ اين امر به دست او است .
- از بكر بن عبد اللَّه مزنى - متوفى به سال 108 - نقل مىكند كه هر كس از اخوانش را ملاقات مىكرد ، مىگفت :
« زهدّنا اللَّه وإيّاك زهادة من أمكنه الحرام والذنوب في الخلوات ، فعلم أنّ اللَّه سبحانه و تعالى يراه فتركه . »
هامش
( 1 ) . نام ابونعيم در دو مورد ذكر شده است ، گمان شد با خصوصياتى كه ذكر نمودهاند ، يك نفر باشند ، لذا كلمات و گفتار دو مورد با هم در اين جا ذكر شد .