تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦

( 1431 ) ابو طالب خزرجى « 1 » بن على

اهل معرفت و اصحاب جنيد - متوفى به سال 299 - است . حكايت - نقل است كه چون به شيراز آمد مردم آن جا به وى معتقد بودند به گونه‌اى كه خاك قدم‌هاى وى را براى استشفاء بيماران مىگرفتند ، اما بنابر علتى همه به وى بى التفات شدند و وى رهسپار فسا « 2 » و اصفهان و كوهستان عراق و بالاخره همدان گرديد . عامل همدان از وى پرسيد : حاجت تو چيست ؟ گفت : بدهكارى دارم . آن را ادا كرد و باز پرسيد : چه حاجت دارى ؟ گفت : در فلان موضع حجره‌اى بساز . حجره را برايش ساخت و وى به آن جا رفته و آن را سياهپوش نمود و جامه سياه پوشيد و در آن جا بود تا اين كه از دنيا رفت . گفته‌اند وى به درد شكم مبتلا بود . ابو عبداللَّه خفيف حاضر شد تا خدمت وى كند . خفيف گويد : در هر شب هفده و يا شانزده مرتبه بر مىخواست . يكى از شب‌ها مرا خواب در ربود ، مرا صدا زده بود نفهميده بودم ديگر بار آواز كرد ، بر خواستم و طشت پيش وى آوردم . گفت : اى فرزند ! وقتى خدمت مخلوقى چون خود را نيكو نتوانى كرد ، خدمت خالق چگونه توانى بجاى آورد ؟ - گفته‌اند : اولين مجلسى كه در شيراز براى وعظ به كرسى نشست ، به مردم نگريست و گفت : نمىدانم چه گويم ، گناهكارى هستم ميان گناهكاران و شروع به گريه كرد . مردم نيز بگريستند به طورى كه صداى گريه از مجلس بر خواست . « 3 »
هامش
( 1 ) . خَزْرَجى : منسوب به يكى از دو قبيله‌ى بزرگ انصار ، به نام خَزْرَج . ( 2 ) . فسا : شهر باستانى جزو استان فارس . ( 3 ) . نفحات الانس ؛ رشحات عين الحياة ، شماره‌ى 315 .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 346 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)