تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤

( 1428 ) ابو عبداللَّه [ ابو يحيى ] ، خباب ابن ارت تميمى [ خزاعى ] « 1 »

مردى برجسته و صاحب استقامت و از بكائين و به ذكر حق مستانس و از فضلا و مهاجرين اولين است . وى ملازم و مجالس نبى اكرم - صلى اللَّه عليه و آله و سلّم - بود و در جنگ بدر و مشاهد و كار زارهاى ديگر بعد از آن و نيز در صفين « 2 » و نهروان با امام على - عليه السّلام - حضور داشت ، تا اين كه در كوفه سكنى گزيد و در سن 63 يا 65 سالگى در سال 37 يا 39 در همان جا از دنيا رفت . امير المؤمنين - عليه السّلام - بر وى نماز خواند و بر سر قبرش ايستاد و فرمود : « رحم اللَّهُ خباباً ! أسلم راغباً ، وهاجر طائعاً ، وعاش مجاهداً ، وابتلى فى جسمه أحوالًا ، ولن يضيع للَّه‌أجر من أحسن عملًا - . ثمّ قال - عليه السّلام - : « طوبى لمن ذكرَ المعاد وعمِل للحساب وقنع بالكفاف ، ورضى عن اللَّه - عزّوجلّ - ! » « 3 » خدا خباب را رحمت كند كه با رغبت ، اسلام آورد و به اختيار خود هجرت نمود و با تلاش ومجاهدت زندگى كرد و جسمش به امراضى مبتلى شد و خداوند هرگز اجر كسى را كه كار نيكو انجام دهد ضايع نمىفرمايد . سپس فرمود : خوشا به حال كسى كه به ياد معاد باشد و براى حساب عمل كند و هنگام عمل ، حساب وباز پرسى روز قيامت را در نظر داشته باشد و به اندازه كفايت قانع و از خداوند - عزّوجلّ - راضى و خشنود باشد . آيه‌ى شريفه‌ى :
وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ
« 4 » ؛ ( و
هامش
( 1 ) . تميمى : منسوب به تميم قبيله‌ى معروف عربى ؛ خزاعى : منسوب به قبيله‌ى خُزاعه ، منشعب از قبيله‌ى بزرگ ازد . ( 2 ) . صِفِّين : منطقه‌اى در ساحل غرب رود فرات ، واقع در فيما بين شهر رقّه و بالس . ( 3 ) . قريب به اين معنى در كلمات قصار ( حكمت 43 ) نهج البلاغه موجود است . ( 4 ) . سوره‌ى انعام ، آيه‌ى 52 .